موسى الرضا عليه السّلام » بوده كه ، در سال دويست و پنجاه و شش هجرى ، بدان جا رفته و بعد از آن ، خواهرانش ، « زينب » و « امّ محمد » بودهاند .
« ابو جعفر » در ربيع الثانى سال دويست و نود و شش هجرى ، متوفّى و در همانجا در مدفن خود كه معروف است ، مدفون شد و « زينب » ، خواهرش هم بعد از او فوت شد . مدفن وى به موضعى كه متّصل به « قبّهء ستّى « 1 » فاطمه » - عليها و على ابيها السلام - است ، اختصاص يافت و مدفن خواهر ديگرش نيز « امّ محمد » با « امّ اسحاق » كه يكى از كنيزان « محمد بن موسى » بوده ، در همان قبّه واقع شده است .
603 - در بحر انديشه
تو چه دانى قدر آب ديدگان * عاشق نانى ، تو چون ناديدگان
گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى
تا تو تاريك و ملول و تيرهاى * دان كه با ديو لعين همشيرهاى
طفل جان از شير شيطان باز كن ! * بعد از آنش با ملك انباز كن !
لقمهاى كان نور افزود و كمال * آن بود آورده از كيسهء حلال
لقمه تخم است و برش انديشهها * لقمه بحر و گوهرش انديشهها
اين سخن گفتند اهل دل تمام * جهل و غفلت زايد از نان حرام
زايد از نان حلال اندر دهان * ميل خدمت ، عزم رفتن از جهان
علم رسمى ، سر به سر قيل است و قال * نه از آن كيفيتى حاصل نه حال
طبع را افسردگى بخشد مدام * « مولوى » باور ندارد اين كلام
علم نبود غير علم عاشقى * ما بقى تلبيس ابليس شقى
هركه نبود مبتلاى ماهروى * اسم او از لوح انسانى بشوى !
سينهء خالى ز مهر گلرخان * كهنه انبانى است پر از استخوان
گر دلت خالى بود از عشق يار * سنگ استنجاى شيطانش شمار !
وين علوم و وين خيالات و صور * فضلهء شيطان بود بر آن حجر
تو به غير علم عشق ار دل نهى * سنگ استنجا به شيطان مىدهى
هامش
( 1 ) . به معناى سيّده است و كلمهاى فارسى است كه بىبى هم گفته مىشود .