تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
همانا كه عمر ما در قيل و قال گذشت ، اى همنشين ! به‌پا خيز كه مجال نيست و مرا از شراب چون سلسبيل بنوشان كه آن ، به راه راست هدايت مىكند . و موزه از پاى برافكن كه آن آتشى است كه براى موساى كليم در طور افروخت . ما را بادهء بهشتى بياور و جام بگذار و با خم بنوشان . زمانهء زندگى تنگ شد ، پس آن را از زمانه‌اى ديگر بياور ، برخيز و از من غم و تشويش را زايل كن كه عمر من در طلب علم و رسم بر باد رفت .

606 - خير يا شر

كسى كه عمل قومى را دوست بدارد ، خير باشد عمل ايشان يا شر ، مانند كسى است كه آن عمل را انجام داده است . « 1 »

607 - تحقير

أيها المغرور بالجاه و الامارة * لا تنظر إلينا به عين الحقارة
( ناشناس ) * * * اى فريفتهء جاه و سلطنت ؛ در ما به ديدهء خردى و حقارت منگر !
ما شير شكاران فضاى ملكوتيم * سيمرغ به دهشت نگرد در مگس ما

608 - طالب دنيا

گفته‌اند : دنيا را از براى تمتّع لذّات آن طلب كن نه لذّات آن . عاقل اگر طالب دنياست ، از براى آن است كه آن را به صالحى كه اميد اعانت از او داشته باشد و يا به طالحى كه مخوف از اهانت او بود ، واگذارد .
دنيا به كسى ده ، كه بگيرد دستت * يا پيش سگى نه ، كه نگيرد پايت

609 - احوال زمانه

زمانه و اهل زمانه را احوال دگرگون شده . « قليل العلم » و « كثير الجهل » متصدّى تدريس
هامش
( 1 ) . برگرفته از حديث شريف نبوى : « من سمع فاحشة فافشاها كان كمن اتاها و من سمع خيرا فافشاه كان كمن عمله » ، وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 296 .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 256 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى