همانا كه عمر ما در قيل و قال گذشت ، اى همنشين ! بهپا خيز كه مجال نيست و مرا از شراب چون سلسبيل بنوشان كه آن ، به راه راست هدايت مىكند . و موزه از پاى برافكن كه آن آتشى است كه براى موساى كليم در طور افروخت . ما را بادهء بهشتى بياور و جام بگذار و با خم بنوشان . زمانهء زندگى تنگ شد ، پس آن را از زمانهاى ديگر بياور ، برخيز و از من غم و تشويش را زايل كن كه عمر من در طلب علم و رسم بر باد رفت .
606 - خير يا شر
كسى كه عمل قومى را دوست بدارد ، خير باشد عمل ايشان يا شر ، مانند كسى است كه آن عمل را انجام داده است . « 1 »
607 - تحقير
أيها المغرور بالجاه و الامارة * لا تنظر إلينا به عين الحقارة
( ناشناس )
* * * اى فريفتهء جاه و سلطنت ؛ در ما به ديدهء خردى و حقارت منگر !
ما شير شكاران فضاى ملكوتيم * سيمرغ به دهشت نگرد در مگس ما
608 - طالب دنيا
گفتهاند : دنيا را از براى تمتّع لذّات آن طلب كن نه لذّات آن . عاقل اگر طالب دنياست ، از براى آن است كه آن را به صالحى كه اميد اعانت از او داشته باشد و يا به طالحى كه مخوف از اهانت او بود ، واگذارد .
دنيا به كسى ده ، كه بگيرد دستت * يا پيش سگى نه ، كه نگيرد پايت
609 - احوال زمانه
زمانه و اهل زمانه را احوال دگرگون شده . « قليل العلم » و « كثير الجهل » متصدّى تدريس
هامش
( 1 ) . برگرفته از حديث شريف نبوى : « من سمع فاحشة فافشاها كان كمن اتاها و من سمع خيرا فافشاه كان كمن عمله » ، وسايل الشيعه ، ج 12 ، ص 296 .