شايد ز عدم ، من به وجودى برسم * ز آن رو كه ز نفىِ نفى ، اثبات آيد
( شيخ بهايى )
548 وقت نماز
يكى از عرفا در تفسير آيهء كريمهء
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ . . .
« 1 » گفته : دل خوش دار و غم آنچه به تو گفته شده ، از دل بيرون كن به حمد و ثنا بر ما و آنچه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله روايت شده ، به اين تفسير نزديك است ؛ چون هميشه منتظر دخول وقت نماز بودهاند و مىفرمودهاند : « ارحنا يا بلال » ؛ يعنى : اى بلال ! به دخول وقت نماز ، راحتبخش دل ما شو و هم فرمودهاند : « قرة عينى فى الصلاة ؛ « 2 » روشنى چشم و خوشدلى من در نماز است . »
صدوق رضى اللّه عنه ، « 3 » نقل كرده : اين قول هم كه مىفرمودند : « يا بلال ابرد ابرد » : به معنى « اسرع كاسراع البريد » باشد و موافقتى به تفسير آيه مىكند . بعضى هم گفتهاند : غرض از « ابرد » ، تأخير نماز ظهر بوده ، يعنى تا سورت حرارت هوا تسكين نيابد ، اذان نخواند .
549 جهان
اين جهان ، همچون درخت است اى كرام ! * ما بر او چون ميوههاى نيم خام
سخت گيرد ميوهها مر شاخ را * زان كه در خامى نشايد كاخ را
چون رسيد و گشت شيرين لبگزان * سست گيرد شاخ را او بعد از آن
چون از آن اقبال ، شيرين شد دهان * سرد شد بر آدمى ملك جهان
عاذلا چندين سرايى ماجرا * پند كم ده بعد از اين ديوانه را
من نخواهم ديگر اين افسون شنود * آزمودم ، چند خواهم آزمود ؟
هرچه غير شورش و ديوانگى است * اندر اين ره روى در بيگانگى است
هين منه ! بر پاى من زنجير را * كه دريدم پردهء تدبير را
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 97 و 98 . ( و ما به خوبى مىدانيم كه تو از آنچه مىگويند دلتنگ مىشوى * پس با ستايش پروردگارت تسبيح گوى . . . ) .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 76 ، ص 113 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 223 .