سفيدش چون انگشتان دختركان كمال نقش در سفيدى و طول و قرمزش چون رنگى كه بر گل پاشيدهاند قلب عاشق را به بوسه مىخواند و سياهش نزد نيكبينان پربهاتر از غمزهء چشم مخمور است . گونهگونى آن بىشمار و حسن آن بىاندازه است . از انواع آن انگور « فخرى » و « طايفى » و نيز انگور « كشمشى » و « صاحبى » است . و انواع ديگر آن بىحرف و حديث هشتاد نوع بيش است . با اين همه اوصاف و تعاريف ارزانترين قيمت و بها را دارد و نادارترين افراد نيز آن را پياپى و سنگينبار خريدارى مىكنند ؛ گو اينكه گاهى نيز آن را به حيوانات دهند ، اگر جو بهر ايشان نيابند .
وصف خربزهء هرات
بطيخها من حسنه يحير * في وصفه ذو الفطنة الخبير
جميعه حلو به غير حد * أحلى من الوصال بعد الصد
مهما يقول الواصفون فيه * نزر فانّه بلا تمويه
يباع بالبخس القليل النزر * لأنه واف به غير حصر
يأتي به المرء من الصحاري * فلا يفي باجرة المكاري
* * * از وصف خربزهء هرات در شدت نكويى ، عاقلان فهميده حيرانند ؛ بىاندازه شيرين است ، شيرين از وصال پس از فراق . هرچه كه ستايشگران در وصف او سخن برانند بلاشك اندكى از آن خواهد بود . به بهايى اندك خريد و فروش مىشود ، چراكه بسيار زياد است . مردان خود آن را از صحرا مىچينند ، چراكه به اجرت باربر نمىارزد .
وصف مدرسه ميرزا
و ما بنى فيها من المدارس * ليس لها في الحسن من مجانس
أشهرها مدرسة الميرزآء * مدرسة رفيعة البنآء
رشيقة رائقة مكينة * كانّها في سعة مدينة
في غاية الزينة و السداد * عديمة النظير في البلاد
بالذهب الأحمر قد تزخرفت * كأنها جنة عدن ازلفت
في صحنها نهر لطيف جاري * مرصف جنباه بالأحجار
في وسطها بيت لطيف مبني * كأنها بعض بيوت عدن
من الرخام كله مبني * كانّما صانعه جنّي