تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
* * * دلم پيش از عشق تو خالى بود و با مردمان ، بيهوده مىگفت و مىخنديد . تا آن گاه كه قلب مرا خواندى و او نيز پذيرفت و ديگر از اين كوى نخواهد رفت . اگر دروغ گويم يا بىتو شادى جويم ، اميد كه زمانه مرا به فراق اندازد و نيز اگر در اين سرزمين ، بدون تو شاد زيست كنم . اگر خواهى مرا وصال و اگر خواهى هجران ده كه دل من با غير تو سازگارى ندارد .

278 - بىخبر

ما بىخبر از نظاره بوديم * جان رفت و خبر نكرد ما را
( خسرو )

279 - بيگانه

عشق آمد و صبر از دل ديوانه برون رفت * صد شكر كه بيگانه از اين خانه برون رفت
( ضميرى )

280 - آه نيمه‌شب

واى به روزگار من ! در تو اگر اثر كند * ناله و آه نِيم‌شب ، گريهء صبحگاهيم
( بابا نصيبى )

281 - احتياط !

آورده‌اند : گوسفندى غارتى ، با گوسفندان كوفه مخلوط شد . چون طول حيات گوسفند ، به هفت سال محتمل است ، يكى از زهّاد كه در آن‌جا سكونت داشت ، به احتياط اين‌كه مبادا گوشت آن گوسفند كه معدهء آزاد مردان را به مثابه سمّ قاتل است ، تا هفت سال ترك خوردن گوشت نمود .

282 - وصيّتى از سليمان نبى عليه السّلام

از وصاياى حضرت سليمان عليه السّلام : اى بنى اسراييل ! به دهان مگذاريد ، الّا غذاى طيّب و از دهان بيرون مكنيد الّا كلام طيّب !