تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
شيخ و اهل مجلس به اين اعتراض مقرّ و معترف شدند .

209 - نسبت قتل

در شرح « لامية العجم » مسطور است : از « ابو الفرج بن جوزى » سؤال نمودند : يزيد در شام و حضرت سيّد الشهدا در عراق بوده است . نسبت قتل وى را ، چه سان به او داده‌اند ؟ « ابن جوزى » در جواب به ايراد كلام سيّد رضى اين‌چنين پرداخت :
سهم أصاب و راميه بذى سلم * من بالعراق لقد أبعدت مرماك
* * * تيرى در عراق به هدف نشست ، حال آن‌كه تيرانداز ، در « ذى سلم » بود و چه مسافت طولانىاى ! ؟

210 - اللّه اعلم

العلم للرحمن جل جلاله * و سواه في جهلاته يتغمغم ما للتراب و للعلوم و إنما * يسعى ليعلم أنه لا يعلم
( ناشناس ) * * * علم برازندهء خداوند جلّ جلاله است و ديگران در جهل خويش دست و پا مىزنند خاك را به دانش چه كار ؟ به جز آن‌كه بفهمد هيچ نمىداند .

211 - حاصل دنيا

نهاية أقدام العقول عقال * و غاية سعي العالمين ضلال و لم نستفد من سعينا طول عمرنا * سوى أن جمعنا فيه قيل و قال و أرواحنا محبوسة في جسومنا * و حاصل دنيانا أذى و و بال
( امام فخر رازى ) * * * در نهايت دنيا ، پاى بستى بيش نيست و بيشترين تلاش جهانيان گمراهى بيشترى است . و به جز آن‌كه در عمر مشتى قيل و قال به دست آورديم ، از تلاشمان چيزى حاصل نشد . جانهاى ما در كالبد ما محبوس و حاصل اين دنيا ، آزار و بيچارگى است .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 113 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى