تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

200 - تازه مسلمان

كسر الجرّة عمدا * و سقى الأرض شرابا صحت و الاسلام ديني * ليتني كنت ترابا
( ابو نواس ) * * * كوزه را شكست و زمين را از باده سيراب كرد . فرياد زدم : من مسلمانم ! اى كاش خاك بودم !
كوزه بر خاك زد آن نوگل پاك * بر زمين ريخت بسى شيرهء تاك من مسلمانم و مىگويم فاش * كه من ايكاش زمين بودم و خاك

201 - اندر وصف عشق

إذا حرك الوجد السماع فانه * مباح و إلا فالسّماع حرام و من هزه طيب استماع حديثكم * فمال من الأشواق ليس يلام و لا عجب إن شئت الحب جمعه * فليس لأحوال المحب نظام غذا بلبان الحب قدما و ماله * سواه إذا آن الفطام فطام يسير مع الأشواق أنى توجهت * و ليس له في الكاينات مقام
( ناشناس ) * * * اگر سماعى تو را به شوق افكند ، حلال و گرنه شنيدن آن حرام است و بر كسى كه سخن شما وى را از سر شوق به تلاطم آورد ، ملامتى نيست . و عجب نيست اگر عشق جمع را پريشان مىكند ، چراكه عاشقان را خاطر جمع نباشد . از شير عشق به عاشق نوشانيده مىشود و غير از آن وى را طعامى نيست و با عشق است كه به هر سو كشانده مىشود و او را در تمامى كاينات مستقرّى نيست .

202 - مفتاح دل

كرديم دلى را كه نَبُد مصباحش * در خانهء عزلت ، از پىِ اصلاحش وز فَرّ مِنَ الخَلق بر آن خانه زديم * قفلى ، كه نساخت قفل‌گر مفتاحش
( شيخ بهايى )