200 - تازه مسلمان
كسر الجرّة عمدا * و سقى الأرض شرابا
صحت و الاسلام ديني * ليتني كنت ترابا
( ابو نواس )
* * * كوزه را شكست و زمين را از باده سيراب كرد . فرياد زدم : من مسلمانم ! اى كاش خاك بودم !
كوزه بر خاك زد آن نوگل پاك * بر زمين ريخت بسى شيرهء تاك
من مسلمانم و مىگويم فاش * كه من ايكاش زمين بودم و خاك
201 - اندر وصف عشق
إذا حرك الوجد السماع فانه * مباح و إلا فالسّماع حرام
و من هزه طيب استماع حديثكم * فمال من الأشواق ليس يلام
و لا عجب إن شئت الحب جمعه * فليس لأحوال المحب نظام
غذا بلبان الحب قدما و ماله * سواه إذا آن الفطام فطام
يسير مع الأشواق أنى توجهت * و ليس له في الكاينات مقام
( ناشناس )
* * * اگر سماعى تو را به شوق افكند ، حلال و گرنه شنيدن آن حرام است و بر كسى كه سخن شما وى را از سر شوق به تلاطم آورد ، ملامتى نيست . و عجب نيست اگر عشق جمع را پريشان مىكند ، چراكه عاشقان را خاطر جمع نباشد . از شير عشق به عاشق نوشانيده مىشود و غير از آن وى را طعامى نيست و با عشق است كه به هر سو كشانده مىشود و او را در تمامى كاينات مستقرّى نيست .
202 - مفتاح دل
كرديم دلى را كه نَبُد مصباحش * در خانهء عزلت ، از پىِ اصلاحش
وز فَرّ مِنَ الخَلق بر آن خانه زديم * قفلى ، كه نساخت قفلگر مفتاحش
( شيخ بهايى )