تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
كه از حروف قسم است . در وصف او دندان قلم‌ها به زبان درآمد و شرح من در « لام » عجم به درازا كشيد .

196 - وصف محبوب

هل مثل حديثها على السمع ورد * هل احسن من طلعتها الصب و جد واها للسان فتن العقل به * لو حث على السجدة ابليس سجد
( شيخ بهايى ) آيا مانند حديث او را گوشى شنيده است ؟ و آيا بهتر از طلعت او را عاشقى ديده است ؟ واى بر زبانى كه عقل مفتون او شد اگر به ابليس دستور سجده مىداد ، هر آينه سجده مىكرد .

197 - در فراق

مذ صدّ عن عهد وصالي حالا * لا يبرح دمع مقلتي هطالا ادعوا بلساني يفعل اللّه به * قلبي وحشاشتي ينادي لالا
( حاجزى ) * * * از آن‌گاه كه پيمان وصال من را بريد ، اشك چشم من چون باران بهارى مىريزد . به زبان مىگويم بر او نفرين باد و در دل مىگويم كه هرگز ! هرگز !

198 - عشق الهى

در يكى از كتب تاريخ بعد از آن‌كه مورّخ انكار مىكند كه كسى از فرط عشق مرده باشد ، چنين مىسرايد :
إذا كان حب الهائمين من الورى * بليلى و سلمى يسلب اللب و العقلا فماذا عسى أن يصنع الهائم الذي * سرى قلبه شوقا إلى العالم الأعلى
( ناشناس ) * * * اگر عشق به « ليلا » و « سلما » عقل را از مردم برده است ، پس با آن‌كه او را شوق و عشق عالم اعلى دربرگرفته است ، چه خواهد كرد ؟