يارانش ، شيطان ظاهر شد و به همه سئوالات حضرت محمد [ صلّى الله عليه و آله ] پاسخ داد ، با اميد به اينكه خداوند او را عفو كند . اما جبرئيل وحى مىكند كه خداوند نمىتواند همه آن گناهان بزرگ شيطان لعين را ببخشد .
3 . داستان بدون عنوانى از اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود
« مولوى جامى سئوال كردند كه از عجايب روزگار خبر دارى قلندر گفت كهاى عزيز با كرم در ولايت سمرقند ميرزا همدم نام پسرى پيدا شده است . . . . . . . . . »
و اما داستان : قلندر سمرقندى براى جامى شاعر دربارهء زيبارويى به نام ميرزا همدم كه محبوب سلطان ميرزا بود حكايت كرد . جامى با لباس مبدل قلندرى به سمرقند مىرود و با غزلهاى خود ميرزا همدم را شيفته خود مىكند و از مجازات سلطان در امان مىماند . در جشن عيد نوروز سلطان حسين ميرزا با دربارىهاى تركستانى و تاشكندى خود در مكتبى كه جامى بوده است ، حاضر مىشوند و از جامى مىخواهند كه براى سلطان نام خود را فاش كند .
4 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
و حكايت چنين آوردهاند كه سلطان حسين ميرزا را دو كنيزك بود هر دو خوش طبع بودند يكى را جهان بود يكى را نام حيات بود . . . . . . . .
موضوع اين داستان با
No 6 / 6
مطابقت دارد ، كه در اينجا داستان عنوان ندارد . متن اين داستان شبيه به
No 15 / 1
، اما كوتاهتر است .
5 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« نقل است كه روزى سلطان حسين ميرزا بميرزا همدم ذوق زياد شد . . . . . . . . »
موضوع اين داستان با
No 6 / 7
مطابقت دارد . تفاوتهاى متنى نسبت به 6 / 7 اين چنين است : اسامى شاعران دربارى فقيرى و آصفى هستند .
6 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود
« . . . . . . . . بر قاضى كرد قاضى گفتاى آزاده مرد از خدا نترسيديكه بانگ بر من زدى دزد گفت اگر چه از خدا نترسيدمى بجاى بانگ زدن تيغ بر تو زدمى . . . . . . . . . »
موضوع اين داستان با
No 1 / 54
مطابقت دارد ، كه در آنجا نام داستان ، « حكايت قاضى و دزد » است .
تاريخ كتابت : سال 1256 قمرى / 41 - 1840 ميلادى ( اين تاريخ در صفحه 126 آ ذكر گرديده است ) .
مكان كتابت : بخارا .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط و . ايوانف در سال 1915 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 24 * 14 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 156 برگ ؛
تعداد سطور : 13 - 19 سطر ؛ اندازه متن : 18 * 5 . 8 سانتيمتر .
نوع كاغذ : كاغذ شرقى با درجه كيفيتهاى متفاوت زرد و ليمويى رنگ .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، برخى اسامى خاص با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است .
نوع خط : خط نستعليق توسط دو كاتب . صفحات 109 - 12 متن كتاب داراى حاشيهاى آبى رنگ مىباشد .
نوع جلد : صحافى آسياى مركزى ، مقوايى ، با روكش چرمى قهوهاى و عطف قرمز رنگ قديمى تر از خود صحافى مىباشد . صفحات پايانى نسخه از بين رفته است . صفحات 109 - 126 بعدها به متن اصلى اضافه گرديده است .
( 663 ) 9 . شماره نسخه : 2195
C
نام كتاب : مجموعه حكايات
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل شش داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
1 . قصه قضا و قدر
موضوع اين داستان با
No 2 / 18
مطابقت دارد ، كه در آنجا عنوان داستان ، حكايت در قصه سليمان عليه السلام و واقعه سيمرغ و قضا و قدر است .
2 . قصه زبان مرغان
سليمان معنى فرياد انواع پرندگان را توضيح مىدهد .
3 . يكى از داستانهاى بدون عنوان اين مجموعه به ترتيب زير آغاز مىشود :
« در خبر است كه جغد بنزديك حضرت سليمان آمد . . . . . . . . »
و اما داستان : سليمان از جغد مىپرسد كه چرا دانه و آب نمىخورد . جغد اين امر را به خاطر انگيزههاى نيكوكارانه مىداند .
4 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود .