تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
و حكايت روزى جغدى از پيش كودكى مىگذشت مىديد كه كودكى در زمين دام مىنهد تا مرغى بگيرد . . . . . . . . . و اما داستان : عليرغم اينكه جغد دام را مىبيند ، اما خود را به درون آن مىاندازد . نكته اخلاقى : « وقتى خدا نخواهد بينا هم نخواهد ديد » . 5 . يكى ديگر از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود : « حكايت روزى حضرت سليمان فاخته را ديد كه بر درختى نشسته بانگ مىكرد و حضرت سليمان گوش مىداشت . . . . . . . . » و اما داستان : حضرت سليمان از كلمات حكيمانه فاخته خوشش مىآيد و براى تشكر دست خود را به روى گردن پرنده مىكشد و بر روى گردن اين نوع پرنده براى هميشه علامتى قرار مىگيرد . 6 . يكى ديگر از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود : « گويند كه روزى حضرت سليمان بر كنر دريا آمده بود بناگاه بر مورى نظر افتاد كه دانه گندم در دهان داشت . . . » و اما داستان : سليمان با خبر مىشود كه مورچه به كمك جغد ، كرمى را كه در زير سنگى در قعر دريا بود از گرسنگى نجات دادند ، زيرا اين خواست و اراده خداوند است كه هيچ موجودى در بيچارگى نماند . تاريخ كتابت : قرن نوزدهم ميلادى . مكان كتابت : آسياى مركزى . نام كاتب : نيامده است . سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط بخش باستان شناسى آكادمى علوم روسيه در سال 1934 ميلادى به انستيتو شرق‌شناسى سن‌پترزبورگ وارد شده است . اندازه صفحه : 5 . 26 * 5 . 20 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 9 برگ ( كل صفحات اين نسخه 19 برگ مىباشد ) ؛ تعداد سطور : 17 سطر ؛ اندازه متن : 21 * 13 سانتيمتر . نوع كاغذ : كاغذ شرقى ، ديگر صفحات اين نسخه با كاغذ اروپايى مىباشد . نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، برخى اسامى خاص با جوهر قرمز ( شنگرف ) نوشته شده است . نوع خط : خط نستعليق . نوع جلد : صحافى اين نسخه در 22 اكتبر 1957 ميلادى انجام گرفته است ، مقوايى ، با كاغذ رويه مشكى مىباشد . نام كتاب : مجموعه حكايات
( 664 ) 10 . نسخه شماره :
C 1455 ( Nov . 986 )
- 13 - 17 شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل پنج داستان است كه خلاصه‌اى از آنها مىآيد : يكى از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود : « اما راويان اخبار و ناقلان آثار محدثان داستان ( كذا ) بوستان كهن و خوشه چينان خرمن سخن چنين روايت مىكنند كه مهتر گذشته راه بودند در بلاى ( كذا ) گورستان سه سر درويش را ديدند كه نشسته بودند . . . . . . . . » موضوع اين داستان با
No 5 / 5
مطابقت دارد ، كه در آنجا عنوان ، « حكايت درباره عادل شاه » است . در اين‌جا نام پادشاه فقط در آخر داستان آمده است . درويش اول اهل بور « 1 » است . نام درويش دوم مفلس و اهل كشور ختا است . درويش سوم اهل شهرى از روم و نام شخصى كه به او كمك مىكند ، عوض‌الحيات است . اين داستان به طور كامل رونويسى نشده است و در قسمت اول سفر عادل‌خان كامل نيست . يكى ديگر از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود : « نقل است كه روزى ملك‌الموت پيش داود عليه السلام بيامد جوانى نشسته بود در پيش داود عليه السلام نيكو روى و مهتر داود عليه السلام گفت با ملك‌الموت من اين جوان را دوست دارم عمر را و در لوح‌المحفوظ چند مانده است . . . . . . . . » جوان شريفى پس از آنكه فهميد كه فقط هفت روز از زندگى او مانده است ، به نزد درويشى رفت و با دعاى او خداوند به آن جوان هفت سال زندگى ديگر هديه داد . يكى ديگر از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود : « در خبر است كه روزى عيسى عليه السلام براهى مىگذاشت سه تن با وى همراه بودند . . . . . . . . » حضرت عيسى و سه همسفر او از كشور شام مىگذشتند ، در راه شمش‌هاى طلايى را ديدند . حضرت عيسى از كنارشان گذشت ، اما همسفرانش به سراغ آنها مىروند و ناگهان هر سه مىميرند ، يعنى هر كدام قربانى حيله و طمع خود شدند . يكى ديگر از داستان‌هاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
هامش
( 1 ) . مشخص است كه ناسخ فقط هجاى آخر نام نيشابور را نوشته است .
فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 372 | ان . دى ميكلوخو ماكلاى / اس . اى . بايوفسكى / ان . ان . تومانويچ / ز . ان . واروژيكينا / خ . ان . نيازوف / او . اف . اكيموشكين / سميرا اسماعيلى / معصومه اختيارى / مژده دهقان خليلى / فاطمه نظرى / مهدى نصيرى / محسن معظمى