« چنين آوردهاند كه در بنى اسرائيل مرد زاهد بود . . . . . . . . »
و اما داستان : پس از مرگ يك يهودى درستكار ، از او فقط پيراهن و مشكى براى آب باقى مىماند . شخصى براى پادشاه چنين تعريف مىكند كه در روز رستاخيز اين شخص يهودى به راحتى در نزد خدواند قرار مىگيرد . پادشاه نيز پيراهن شخص در گذشته را مىپوشد و عازم سفر مىشود .
يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« همچنين شيخ بصرى رحمه الله عليه روايت مىكنند كه روز ( كذا ) حضرت پيغمبر پيغمبر عليه السلام نزديك پادشاه رفت و او را نصيحت ( كذا ) كرد . . . . . . . . »
و اما داستان : شيخ بصرى چنين حكايت مىكند كه چطور پيغمبر به نزد پادشاهى رفت و شروع به صحبت كردن درباره ماهيت موجودات كرد . اين داستان به طور كامل رونويسى نشده است .
تاريخ كتابت : سال 1264 قمرى / 48 - 1847 ميلادى .
مكان كتابت : بخارا ( ؟ ) .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط و . ايوانف در سال 1915 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
اندازه صفحه : 25 * 14 سانتيمتر ؛ تعداد برگها : 16 برگ ؛ ( اين نسخه خطى در مجموع داراى 179 برگ مىباشد ) .
تعداد سطور : 19 سطر ؛ اندازه متن : 5 . 16 * 5 . 17 سانتيمتر .
نوع كاغذ : كاغذ شرقى .
نوع جوهر : متن كتاب با جوهر سياه ، برخى اسامى خاص و علامتها با جوهر تمشكى رنگ نوشته شده است .
نوع خط : خط نستعليق ( ديگر صفحات اين نسخه با خط ديگرى مىباشد ) ،
نوع جلد : صحافى آسياى مركزى ، مقوايى ، با جلد كاغذ رويى سبز رنگ ، با سه طرح ترنج بر روكش « 1 » ، با عطف پارچهاى قرمز رنگ مىباشد .
( 665 ) 11 . شماره نسخه :
B 3700
نام كتاب : حكايت
شرح اجمالى محتواى اثر : اين نسخه شامل چهار داستان است كه خلاصهاى از آنها مىآيد :
1 . يكى از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« اما راويان اخبار و ناقلان آثار روايت مىكنند كه حُسن نام پادشاهى بودند و عشق نام پادشاهى ( در اين متن با شاهى ) بودند در ميان ايشان عداوتى پيدا شد . . . . . . . . »
و اما داستان : پادشاهى به نام عشق از نزديكان خود به نام نظر را به شهر گلعذار پايتخت پادشاهى به نام حُسن ، مىفرستد . غمزه كه پيش حُسن بوده است ، قصد نظر را مىفهمد و او را به سياه چال مىاندازد . عشق ، يكى ديگر از مورد اعتمادان خود به نام دل را مىفرستد ، اما او نيز اسير خدمتكارهاى حُسن به نامهاى قامت ، ناز ، كرشمه ، زلف و نرگس مىشود . دل اسير زندانى به نام فراق مىشود . عشق مشاوران حكيم خود به نامهاى عقل و صبر را دعوت مىكند و پس از مشكلات چندى حُسن را مجبور به صلح مىكند .
2 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« آوردهاند كه سلطان حسين ميرزا دو كنيزك داشتى يكى را نام جهان بود و يكى را نام حيات بود . . . . . . »
موضوع اين داستان با
No 6 / 6
مطابقت دارد ، كه در آنجا نيز عنوان وجود ندارد . اين داستان كوتاهتر از واريانت ديگر است . و در اينجا خسرو ، سلطان را به خاطر ديدن خود نه تنها ناراحت نمىكند ، بلكه خوشحال هم مىكند .
3 . يكى ديگر از داستانهاى بدون عنوان به ترتيب زير آغاز مىشود :
« حكايت وقتى به طرفى مىرفتم ناگاه در ميان راه كاسه سرى ديدم . . . . . . . . مطالعه كردم ناگاه در نقش كاسه نگاه كردم حرف چند زبان عربى نوشته . . . . . . . »
داستان درباره كاسهى سرى است كه در راه پيدا شده و نوشته روى آن جمجمه ، مسافران را به فكر فرو برد .
4 . حكايت ميرزا همدم
موضوع اين نسخه با
No 3 / 8
مطابقت دارد ، كه در آنجا عنوان وجود ندارد .
تاريخ كتابت : قرن نوزدهم ميلادى .
مكان كتابت : آسياى مركزى .
نام كاتب : نيامده است .
سابقه نسخه : اين نسخه خطى توسط بخش باستان شناسى آكادمى علوم اتحاد جماهير شوروى ( سابق ) در سال 1934 ميلادى به انستيتو شرقشناسى سنپترزبورگ وارد شده است .
هامش
( 1 ) . در اين نوع جلدهاى مشهور آسياى مركزى بهتر بود توصيف اين گونه آيد : ( مقوايى با روكش كاغذى سبز حنايى با ترنج . . . طرح و صحافى آسياى مركزى ) ( ويراستار )