تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست توصيفى نسخه هاى خطى فارسى انستيتو دستنويس هاى شرقى سنت پترزبورگ ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
نسخه‌هاى آثار ادبى داراى چنين سبكى در تركيب مجموعه ما اغلب داراى اصليت آسياى ميانه‌اى ، ساده به لحاظ ساختار و فاقد تزيينات و مينياتورها هستند . صحافىها آنها عمدتا ؛ مقوايى و پوشيده شده با كاغذ اغلب به رنگ سبز و مدال‌هايى برروى جلوى آن‌ها است . دست خطها اكثرا نامناسب و درون متن اشتباهات املايى بسيار موجود است . به احتمال زياد ، بسيارى از اين نسخه‌ها توسط خود راويان نوشته شده‌اند . مقايسه مجموعه داستان‌هاى مشهور در بخش لنينگراد موسسه شرق‌شناسى آكادمى علوم با ديگر مجموعه‌هاى نسخهء خطى ، امكان سخن گفتن در اين باره را مىدهد كه در خاور ميانه در قرن‌هاى هفدهم - نوزدهم ، ظاهرا ، رايج‌ترين شكل مجموعه‌هاى داستان‌هاى مشهور ، نسخه‌هاى خطى شامل 20 - 10 اثر بوده‌اند . اغلب يك يا چند داستان وارد « منتخب‌هاى ادبى » مىشوند ، يعنى مجموعه‌هايى كه در آن‌ها آثار ادبى به سبك‌هاى متفاوت ، و گاهى به دو يا سه زبان شرقى بوده است . داستان‌هايى نيز در نسخهء خطى مجموعه‌اى با سبك‌هاى متفاوت ديده مىشوند
. No 8 , 10 , 14 , 18 ,
را مشاهده كنيد ) . مى توان نسخهء مجموعه‌اى را به دو شكل تفكيك كرد . يكى از آن‌ها مجموعه‌هايى هستند با حجمى بيش از 17 اثر كه در قرن هفدهم - هجدهم در ميان هندوهاى فارسى زبان رايج بوده است . در ميان مجموعه‌هاى ما نيز ، نسخهء مجموعه‌اى شماره 256 و شماره آ 103 از همين جلد ششم و نسخه‌ايوانوف به شماره 301 و ونسخهء 3895 ، در آكادمى علوم جمهورى ازبكستان ، مجموعه‌هايى تقريبا با چنين حجمى هستند ، كه در قرن‌هاى هجدهم - نوزدهم در آسياى ميانه متداول بوده‌اند . به هر روى مجموعه‌ها به لحاظ موضوعى به يكديگر نزديك بوده‌اند ، هر چند مضمون خاص آن‌ها تا حد زيادى متفاوت است . ( طبعا شكل ديگر به نسخى اختصاص دارند كه حاوى داستانهاى كمى و حتى تك داستانى ميباشند ) . اغلب داستان‌ها بر اساس يك طرح سه بخشى ساخته شده‌اند : 1 ) شروع داستان كه طبق قاعده از محل سكونت يا كار دائم قهرمان اصلى شروع مىشود ؛ 2 ) زنجيره حوادث ؛ 3 ) پايان خوشايند . بخش دوم ، ينى زنجيره حوادث ، مهمترين بخش در داستان است ، كه محتوا و ايده اصلى داستان در آن نهفته است . آنچه شنوندگان و خوانندگان را به خود جلب مىكرده است ، ماجراهاى باور نكردنى ، غير معمول و شرايط سخت بوده است . وجود عناصر خيالى نه تنها علاقه را كم نمىكرده است ، بلكه تصور و خيال را بيدار مىكرده است . ظاهرا اين امر به دليل كنار هم قرار گرفتن شرايط عادى زندگى و عجايب گوناگون در قالب يك داستان است . ( براى مثال ،
No 5 / 7
را مشاهده كنيد ) . در برخى داستان‌ها ، اسامى اشخاص تاريخى مانند خلفا ، وزرا ، شعرا و ديگران ذكر شده‌اند . بررسى چنين داستان‌هايى نشان مىدهد كه راويان با ذكر نام يك شخص مشهور سعى داشته‌اند به موثق‌تر بودن موضوع دست پيدا كرده و وضوح خاصى به داستان بدهند ، يا روند شرايط پيچيده‌اى را بوجود آورند ( براى مثال
No 38 , 1 / 9 , 4 / 10 , 1 / 33
را مشاهده كنيد ) . در اين ميان اينكه چقدر راوى داستان از تصور واقعى درباره شخص نام برده شده در داستان دور است ، در مثال داستان
No 15 / 2
مشخص است ، كه در آن نقش اصلى ، بر اساس يك گونه از داستان ، متعلق به سلطان حسين ، و بر اساس يك گونه ديگر متعلق به خسرو انوشيروان ، و بر اساس گونه سوم به خليفه هارون‌الرشيد است ( كه دوره‌هاى زندگى آن‌ها با تفاوتى به اندازه چند قرن است ) ، در داستان ديگر در دربار سلطان حسين ، به خواسته راوى ، شعرايى هستند كه در دوره‌هاى مختلف و در حكومت‌هاى ديگر نيز زندگى كرده‌اند
( No 6 / 6 ) .
اين شرايط ما را بر اين داشت تا از توضيح درباره اين چنين شخصيت‌هايى امتناع كنيم . تقريبا برخورد با اسامى جغرافيايىاى كه توسط راويان به كار رفته ، نيز به همين ترتيب است . به خاطر بالا بردن ميزان علاقه داستان ، اغلب از اسامى محل‌هايى كه در نزديكى آن‌ها بوده ، استفاده مىكرده‌اند ، كه در برخى موارد امكان مشخص كردن محل اين سوژه را نيز مىدهد . براساس متن‌هاى داستان‌هاى ما ، « انتهاى زمين » را چين و ماچين و همچنين سرانديب مىدانسته‌اند . ( نام‌هاى قرون وسطايى چين و سيلان ) . در كل مىتوان نتيجه گرفت كه ، موضوع‌هاى ماجراجويانه تخيلى و رمان گونه‌ى زير از شهرت بيشترى برخوردار بوده‌اند : « درباره دختر پادشاه كشمير و شاهزاده قنّوج »
( No 1 / 7 )
، « درباره رضوان شاه ، چشمه آهو »
( No 1 / 8 )
، « درباره شاهزاده‌اى كه