اما اگر قول جمع را بپذيريم ، على عليه السّلام داخل در آن خواهد بود ، چرا كه سرور آن جمع اوست و بنا بر قول اول ( بعض ) مسأله روشن است .
دليل ديگر در مورد امامت على عليه السّلام خبر مشهور غدير است كه در آينده راجع به آن بحث خواهيم كرد .
يكى ديگر از ادلهء امامت على عليه السّلام آيهء :
* ( أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ) * ( 1 ) است .
: از خدا و رسول او و اولى الامر از خودتان اطاعت كنيد .
مسلَّما مراد آيه جمع نيست ، زيرا لازمهاش يكى بودن مطيع و مطاع است بنا بر اين بعض منظور است و آن بعض هم بايد معصوم باشد ، چون ترجيح بلا مرح ، محال است ، و جز او معصومى نيست ، پس او واجب الاطاعة خواهد بود يكى از شگفتيها اين است كه : امام عليه السّلام در زمان پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم هميشه ، امير ، والى و جانشين مطاع او بود و او را والى مدينه قرار داد و به قضاوت به يمن اعزام داشت و پرچم را در همهء جنگها به دستش مىداد و در هر لشكرى كه پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم حضور نداشت ، فرمانده آن على عليه السّلام بود .
در هنگام مهاجرت از مكه ، او را براى قضاء ديون و ردّ امانتها و بردن زنها و كسانش ، به جاى خويش نهاد .
براى حفظ جان پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم جانش را در كف دست گذاشت و بر بسترش خوابيد ، در حالى كه غير از على عليه السّلام در حيات پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كسى ديگر ، صلاحيّت انجام اين امور را نداشت و با اينكه ديگران در زمرهء ياران پيامبر بودند ، ولى صلاحيّت اين كارها را نداشتند .
هامش
( 1 ) نساء / 59 .