كه به خدا سوگند ، كسى مردم را بر قتل وى ترغيب ننمود ، مگر او و امثال او ، از خاندانش ، كه در قرآن شاخههاى درخت پليد ( 1 ) ، خوانده شدهاند .
چون به درخواستش پاسخ مثبت ندادم ، سر به طغيان برداشت و نابخردان و افراد بىبصيرت را تحريك نمود و امرى را بر ايشان مشوّه جلوه داد ، تا به دنبالش حركت كردند و از مال دنيا آرزوهايشان را برآورده ساخت .
وقتى به اين اقدامات روى آورد ، موعظهاش نموديم و او را به كتاب خدا فرا خوانديم ، اما نتيجهاى جز تبهكارى بيشتر او ، در برنداشت ، ما نيز پرچم رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را در دست گرفتيم و به پيروزى حق همّت گماشتيم ، تا باند شياطين را متلاشى نماييم .
او ( معاويه ) پرچم پدرى را در دست داشت كه هميشه در كنار پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم با او مىجنگيدم ، وقتى كه ديد چارهاى جز مرگ ندارد ، به فرار متوسل گشت و بر اسبش سوار شد و پرچم او را تغيير داد و نمىدانست چه نيرنگى در پيش گيرد ، تا اين كه به رأى پسر عاص تكيه كرد . او نيز برافراشتن قرآنها را به وى پيشنهاد نمود و به حكومت قرآن فرا خواند .
فرزند ابى طالب عليه السّلام و افراد هشيار و دانشمندش گفتند : در آغاز تو را به كتاب خدا خواند ، ولى اكنون و در آخر به او پاسخ مىدهيد ؟
هنگامى كه مصاحف ( قرآنها ) بر روى نيزهها بالا رفت و به گمان خويش به حكم آن دعوت كرد ، در حالى كه فرماندهان و زبدههاى اصحاب كشته شده بودند ، دلهاى باقيماندهء اصحاب من به سوى او تمايل يافت و خيال كردند فرزند آكله وفادار است ، لذا دعوتش را اجابت كردند .
هامش
( 1 ) . شجرة ملعونة . ( م )