دليل و عذر و موعظه با آنان روبرو شدم ، و آن زن را به بازگشت به خانهاش دعوت كردم و مردم را به وفاى به بيعتى كه با من منعقد كرده بودند ، فراخواندم ، تا نقض عهد نكنند و فرمان حق را در بارهام زير پا نگذارند و تا توانستم اين چنين عمل كردم و در طى مذاكراتى كه ، با برخى از آنها داشتم ؛ متذكَّر شد و بازگشت ، سپس با ديگران همين شيوه را در پيش گرفتم ، اما جز به جهلشان چيزى نيفزود و در طغيانشان پاى مىفشردند .
وقتى كه راهى جز جنگ در پيش رو نداشتم ، بر آنان تاختم ، و راه هزيمت و فرار در پيش گرفتند و جز حسرت و نابودى و قتل ، چيزى به دست نياوردند و به كارى خود را واداشتم كه جز آن چارهاى نبود ، و همان گونه كه در ابتدا به امساك و اغماض قادر بودم ، در آخر بر پيروزى ، دست يافتم .
ديدم اگر اغماض كنم به ريختن خونها و تباهى اموال از سوى آنان ، كمك كردهام ، زيرا چون پادشاهان « بنى اصغر » ( 1 ) و « ملوك سباء » و گذشتگان ، به بهرهمندى از زندگى مىانديشند و به تحريك عقول ناقص زنها روى آوردند ، و آن زن و لشكرش را بىهدف ، به جنگ واداشتهاند .
به ستيزه و نبرد روى نياوردم ، مگر اينكه به هر راه مسالمتآميز روى آوردم و هر چيزى كه از من تقاضا كردند ، به آنان بخشيدم ، و چون همهء راهها بسته شد ، ارادهء حق در بارهء دو جناح محقق گشت ، و شيرينى پيروزى را به من چشانيد .
مورد ششم : اى برادر يهودى ، اين مرحله را مسأله تحكيم و جنگ با فرزند « آكلة الاكباد » ( 2 ) و آزادشدهء فرزند آزاد شده ( 3 ) و معاند خدا و رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و
هامش
( 1 ) از پادشاهان سابق و محلَّى عرب . ( م )
( 2 ) اشاره به هند جگر خوار مادر معاويه است . ( م )
( 3 ) طليق بن طليق يعنى : مادر معاويه و ابو سفيان كه در فتح مكه بر اثر بزرگوارى نبىّ اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آزاد شدند . مترجم