دارم ، كه اينان به راهى مىروند و به دين عمل نمىكنند و چگونه امر امّت بر من پوشيده مىماند ؟ در حالى كه نسبت به او چون هارون نسبت به موسى و شمعون نسبت به عيسى بودم و هستم .
آيا مىدانيد كه وصىّ عيسى شمعون بن حمون الصفا فرزند خالهء او بود ؟
و امّت عيسى در بارهاش به اختلاف پرداختند و به چهار گروه تقسيم شدند .
و آن چهار گروه به « هفتاد و دو گروه » تبديل گشتند و همهء آنها جز يك گروه ، همه گمراهند ؟ و همچنين امت موسى به « هفتاد و يك فرقه » بدل شدند ، كه جز يك فرقه همگى در هلاكتند .
پيامبر ما محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به من عهد كرد كه امت او به « هفتاد و سه فرقه » تقسيم مىشوند ، و سيزده فرقهء آنان ، دوستى ما را ادّعا مىكنند ، و همهشان هلاك مىشوند جز يك فرقه ؟
من نشانهاى از سوى خدا دارم و به آنچه اين قوم به سوى آن مىروند ، بصير و آگاه هستم ، اما مدتى مشخص و معين دارد ، زيرا خدا مىفرمايد :
* ( وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * ( 1 ) : و خود ندانم ، شايد اين براى شما امتحانى باشد و تمتّعى در دنيا تا هنگام مرگ فرا رسد .
پيامبر در ادامه فرمود : تو بايد مقدارى صبر پيشه سازى ، تا امر خدا و تقدير حتمىاش برسد .
آنگاه به ذكر نفاق و حسدشان پرداخت كه به زودى ( قريش ) كينهها و بيمارى دلهاشان را پس از پيامبرشان صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بيرون مىريزند ، خداوند در مورد
هامش
( 1 ) انبياء / 111 .