اصحابم مرا متولى امورشان كردند ، اگر مرا حلال كنى ، بهتر است ؟ فرمود : اگر من حلال كنم ، نسبت به پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و دخت او چه مىكنى ؟ سپس امام عليه السّلام در حالى كه مىفرمود :
* ( وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ ، ) * ( 1 ) : هنگام ديدن عذاب ، ندامت را پوشيدند .
او را ترك گفت .
هديهء خداوند به امام عليه السّلام
از امام صادق عليه السّلام نقل است كه روزى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در صحن مسجد مدينه ، با گروهى از مهاجرين و انصار امير المؤمنين عليه السّلام در جانب راست و ابى بكر و عمر در سمت چپش نشسته بودند .
در اين موقع كبوترى ، مانند كبوترهاى پيك ، بر بالاى سرش پر گشود ، و صدايى كه از شيئى حكايت مىكرد ، به گوش مىرسيد .
پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : يا على عليه السّلام هديهاى از سوى خدا براى ما آمده ، آنگاه دست مبارك خود را به سوى آن دراز كرد ، و كبوتر جلو آمد و نزديك دست آن حضرت قرار گرفت ، حاضران ديدند « جامى » به همراه خود آورده كه نورش چشم بيننده را خيره مىسازد ، و بوهاى خوش از آن مىتراود ، كه عقل مردم را حيران مىكند ، و اين جام با زبانى فصيح ، به تقديس و تمجيد و تسبيح ، حق مشغول است ، سپس پايين آمد و در كف دست راست پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قرار گرفت و مىگفت :
* ( السلام عليك يا حبيب الله و صفوته و رسوله المختار من العالمين و المفضل على اهل ملك الله اجمعين من الاوّلين و
هامش
( 1 ) يونس / 54 .