فرمود : حيوانات خشكى را بگو ؟ گفت : وزغ ، سوسكها ، سگها ، خرس ، ميمون ، خوكها ، سوسمار ، آفتابپرست ، اوز ، خفّاش ، خرگوش و كفتار .
امام فرمود : درست گفتى ، پرسيد : آيا راه توبه باز است ؟ فرمود : فرمانش ، روز قيامت و زمان مشخصى است و خدا بهترين نگهدارندهها و ارحم الراحمين است . ( 1 ) اصبغ گفت : ما هم شنيديم ، و آن را نوشتيم و به امام عليه السّلام ارائه داديم ( تا بعدا به گوش ديگران برسد . )
امام عليه السّلام مرده را زنده مىكند .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام چند دائى پدرى در ميان بنى مخزوم داشت ، روزى جوانى از آنها خدمت امام عليه السّلام رسيد و عرض كرد :
پدرم در بيرون ايستاده و برادرم ، با گمراهى مرد و برايش محزونيم ؟
امام عليه السّلام فرمود : آيا از ديدن او تعجب مىكنى ، اگر او را بهبينى ؟ عرض كرد :
آرى ، راوى گفت : امام عليه السّلام برد ( و لباس ) رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را پوشيد و با آن جوان به آرامگاه ميّت رفت ، سپس با پاى مبارك به قبر زد ، آن ميّت در حالى از قبر خارج شد كه مىگفت : ويه ويه ، برادر مخزومىاش گفت : اى فلانى مگر تو از اعراب نبودى ، كه مردى ؟ گفت : ما راه فلان و فلان را در دنيا قبول داشتيم اكنون بر راه پارسيان هستيم ، ( 2 ) و زبان ما به دين خدا نمىگردد - و اين سخن را به فارسى بيان كرد - امام عليه السّلام به او فرمود : به گورت بازگرد ، مخزومى و همراهان به منزل خود بازگشتند و از معجزهء امام عليه السّلام مات و حيران بودند .
هامش
( 1 ) مراد حديث روشن نيست ، چرا كه توبه در دنياست نه در آخرت و شايد مراد زنده كردن حيوانات است ، كه در برخى از احاديث به آن اشاره شده ، نه توبه ؟ ( م )
( 2 ) گويا كنايه از آتش است ، چون پارسيان در ايران باستان با آتش مأنوس بودند .