داشتند و اين حديث يكى از دلايل امامت امير المؤمنين عليه السّلام است كه پيش از وقوع ، از آن خبر داده است .
پيشگوئى ديگر امام عليه السّلام و عفو و بخشش حضرت على عليه السّلام در مورد مروان
سدير صيرفى از مردى از قبيلهء « مراد » بنام ربّاب بن رياح نقل كرده كه گفت :
پس از پايان جنگ جمل ، در بصره در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده بودم ، ديدم « عبد الله بن عباس » وارد شد و عرض كرد : يا على عليه السّلام حاجتى دارم ؟
فرمود : پيش از اين كه تو حاجتت را مطرح كنى ، بگويم كه آمدهاى تا براى مروان بن حكم امان بگيرى ؟ عرض كرد دوست دارم به او امان بدهى ؟ فرمود :
به خاطر تو مىپذيرم ( 1 ) .
راوى گفت : چيزى نگذشت كه ابن عباس و پس از او مروان وارد شد ، تا با امام عليه السّلام بيعت كند ، امام عليه السّلام فرمود : نيازى به بيعت او نيست ، مگر نه در آغاز امر بيعت كرد . ( 2 ) سپس امام عليه السّلام فرمود : اى پسر حكم ، تو مىترسيدى كه سرت در اين سرزمين بماند ؟ ( و كشته شوى ) اما خدا چنين نمىخواهد ، تا اين كه طاغوتهايى از صلب تو بيرون آيند و بر پشت اين ملت سوار شوند و آنان را سخت آزار دهند و شربتى تلخ به مردم بنوشانند ! .
پس از چندى مروان به افراد مورد اعتماد خود گفت : آرزويى در دل نداشتم
هامش
( 1 ) در برخى از روايات آمده كه حسن و حسين عليهما السّلام از وى نزد پدر شفاعت كردند .
( 2 ) يكى از موارد بزرگوارى بىمانند على عليه السّلام آزاد كردن مروان و عبد اللَّه زبير و غيرهما است . ( م )