تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و اكنون اميدوار شده‌ام و علتش خبرى بود كه على عليه السّلام به من داد ، سپس به شام گريخت و به معاويه پيوست و پيشبينى امام عليه السّلام تحقق يافت ، و عظمت علم او را بيش از پيش به اثبات رساند . ( و همين مروان و پس از او پسرانش به حكومت رسيدند و از كارهاى منكر ابايى نداشتند تا بالاخره به دست عباسيان منقرض شدند ) .

حيوانات وحشى از امام اطاعت ميكنند ؟ !

1 - از « حارث اعور همدانى » نقل است كه گفت : در منطقهء « كناس » در خدمت امام عليه السّلام بوديم ، يك وقت شيرى از سوى بيابان پيدا شد و به سوى ما آمد ، و ما متوحش شديم ( ترسيديم ) ، آنگاه نزد امام عليه السّلام رفت و ذليلانه خود را روى دست و پاى او انداخت ، امام عليه السّلام به او فرمود : باز گرد به شهر هجرت من داخل نشو و آنچه به تو مىگويم ، به همهء درندگان ، برسان و اگر عصيان كنيد ، شما را محاكمه خواهم نمود . راوى گفت : در اثر فرمودهء امام عليه السّلام هميشه درندگان از كوفه كناره مىگرفتند ، تا اين كه امام عليه السّلام ارتحال يافت و « زياد بن ابيه » به حكومت كوفه رسيد ، درندگان به كوفه و اطراف آن حمله مىكردند و گروه زيادى از مردم را از بين بردند ، اين مسأله نيز يكى از دلايل امامت ، حضرت على عليه السّلام است . 2 - از « حارث همدانى » نقل شده كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام در مسجد خطبهء جمعه مىخواندند در اين وقت يك افعى از سوى « باب الفيل » ( 1 ) با سرى بزرگتر از سر شتر ، به سوى منبر به حركت درآمد و مردم از روى ترس به دو سوى مسجد روى آوردند و خود را به سمت ديوار كشاندند ، سپس افعى به
هامش
( 1 ) نام يكى از درهاى مسجد كوفه . ( م ) .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 134 | الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي