پرسيد : پس چه بگويم ؟ فرمود : بگو هر گاه نعمتى برسد : انفاق مىكنيم ، و هر گاه نرسد ، سپاس مىگوييم ، و اين است درجه و مقام بلند بندگان خاص خدا .
علَّت عروج ادريس به آسمان
در روايت آمده كه سبب بردن ادريس به آسمان اين بود كه : فرشتهاى به او بشارت قبولى اعمال و آمرزش لغزشها داد ، او نيز آرزو كرد زنده بماند ، فرشته پرسيد : براى چه آرزوى حيات دارى ؟ گفت : براى اينكه سپاس حقّ را به جاى آورم ، زيرا در مدّت حيات ، دعا مىكردم اعمالم قبول شود ، حال كه به مقصود خود نايل گشتهام ، مىخواهم شكر خدا را به جاى آورم ، ؟
آن فرشته بال خود را گشود و او را در برگرفت و به آسمانها برد .
فرق بين شاكر و صابر
شاكر ، بر نعمتش افزوده مىگردد ، زيرا خداوند فرمود :
* ( لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ) * ( 1 ) : اگر سپاس نعمت گوييد ، بر آن مىافزايم .
و صابر ثواب و پاداش بلا را مىبرد ، و او با خداست ، زيرا مىفرمايد :
* ( إِنَّ الله مَعَ الصَّابِرِينَ ، ) * ( 2 ) : خداوند با صابران است .
پس صابر در بالاترين درجه از مقام است ، و شاكر در مرتبهء پايينتر قرار دارد . ( 3 )
هامش
( 1 ) ابراهيم / 7
( 2 ) بقره / 152
( 3 ) شاكر بر نعمت خود را دوست مىدارد و نعمت را براى خويش مىخواهد ، تا لذّت بيشترى ببرد ، امّا صابر بر بلا خود را دوست نمىدارد ، بلكه مولا را دوست دارد و به خشنودى او مىانديشد ، لذا مىفرمايد : خدا با صابران است ، پس كسى كه با خدا بود ؛ خدا هم با او خواهد بود . ( شعرانى )