تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
سپاسگزارى كن ، پرسيد : چگونه سپاس تو را گويم ، در حالى كه همان سپاس گفتن ، نعمت تو است ؟ فرمود : اينك حق شكر مرا ادا كردى ، ( چون دريافتى كه اين شكر نيز از سوى من است ) داود عليه السّلام پرسيد : خدايا آدم عليه السّلام چگونه تو را سپاس گفت ، در حالى كه تو او را پدر پيامبران خود قرار دادى و فرشتگان را به سجده‌اش واداشتى ؟ فرمود : او اعتراف كرد كه همهء اينها از سوى من است ، پس به اين اعتراف ، حقّ شكر مرا ادا كرد . و سزاوار است كه بنده همان گونه كه در حال نعمت و خوشى ، خدا را شكر مىگويد ، در حال سختى و بلا هم سپاس او را به جاى آورد .

دانستن بلا به عنوان نعمت ، و خوشى به عنوان مصيبت

آمده است كه خداوند به داود عليه السّلام فرمود : اى داود عليه السّلام من بهشت را با خشتى از طلا و نقره آفريدم و سقفش را از زمرّد و گلش از ياقوت و خاكش را از مشك خوشبو و سنگهايش را از درّ و لؤلؤ و ساكنانش را حور العين قرار دادم ، آيا مىدانى اينها را براى چه كسى مهيّا ساخته‌ام ؟ گفت : خير ، فرمود : براى گروهى است كه بلا را نعمت و خوشى را مصيبت به حساب آورند . شكى نيست كه بلاها موجب عوض مىشود و ثواب آنها به خاطر صبر بر آنها است ( 1 ) و فوايد زيادى دارد ، چون كفّارهء گناهان محسوب مىگردد و در
هامش
( 1 ) عوض در اصطلاح علم كلام غير از ثواب است ، زيرا ثواب مربوط به طاعت مىگردد و بر وجه تشريف داده مىشود و عوض ، در مقابل دردها و مصيبتها و امثال آنهاست ، و مواردى كه بر وجه طاعت صورت نمىگيرد و ثواب قصد قربت در بر دارد ، ولى در عوض ندارد و مكلف و كودكان و حتى حيوانات را در بر مىگيرد . ( علَّامه شعرانى )
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 323 | ابو الحسن شعرانى / الحسن بن محمد الديلمي / علي سلگي نهاوندي