در روايت وارد شده ، نخستين كسى كه به بهشت مىرود ، حمدكننده است كه در هر حال خدا را حمد مىگويد ، به آنچه از او دفع كرده و او را شكر مىگويد ، به آنچه به او عطا كرده است .
به موسى عليه السّلام خطاب رسيد : بر بندگانى كه به بلا مبتلا شدند و كسانى كه معاف ماندند ، ترحّم مىكنم ؟ موسى عرضه داشت : علت ترحّم به مبتلاها را دانستم ، ولى معافيان چرا ؟ فرمود : زيرا آنان كسانى هستند كه كمتر از شاكران از من سپاسگزارى كردند .
فراوانى نعمتها و عجز از شكر آنها
نعمتهاى خدا بر بندگان بسيار است و كسى قادر به انجام شكر همهء آنها نيست لذا مىفرمايد :
* ( إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ الله لا تُحْصُوها ) * ( 1 ) : اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد ، نمىتوانيد ( از كثرت ) آنها را شماره كنيد .
كنايه از اينكه شما قادر به سپاسگزارى از همهء نعمتهاى خدا نيستيد ، زيرا در يك لحظه انسان نگاههاى بيشمار مىكند ( 2 ) و كلمات بسيارى با گوشش مىشنود و چقدر با زبان سخن مىگويد ، و چه رگهايى آرام مىگردد و چه رگهايى به حركت در مىآيد ، كه تعداد هيچ كدام از اينها را نمىداند .
از سوى ديگر تنفّسى كه انسان مىكند و هوايى كه استنشاق مىنمايد ، و اعضايى كه حركتهاى بسيارى انجام مىدهند ، حالا اين مقدار در روز و ماه و
هامش
( 1 ) بقره / 153
( 2 ) علَّامه شعرانى : غرض او از لحظهء واحده جزء كمى از زمان است نه آن حقيقتى ، زيرا انسان در يك آن نمىتواند كلمات بيشمارى بگويد و اگر نبض نزند جاندار مىميرد پس اين هم نعمت است .