فرمود : ( 1 ) اگر مؤمن در بيمارى نيكويى حال خود را بداند ، دوست نمىدارد ، از آن خارج گردد .
و فرمود : ( 2 ) اهل عافيت در قيامت دوست مىدارند ، كه بدنشان را در دنيا با مقراضى مىبريدند ، چون پاداش بزرگ اهل بلا را مىبينند .
حضرت موسى عرض كرد : ( 3 ) خدايا دوست ندارم كه بيمار و ضعيف گردم و در عبادت من سستى پيدا گردد و هم دوست ندارم هميشه سالم باشم كه تو را فراموش كنم ، بلكه دوست دارم گاهى بيمار شوم كه تو را ياد كنم و گاهى سالم شوم ، و تو را شكرگذارم .
بيمارى ابو درداء و سخن او
آوردهاند كه « ابو درداء » بيمار شد و گروهى به عيادت وى رفتند و از او پرسيدند : از چه شكايت دارى ؟ گفت : از گناهانم ، گفتند : چه دوست دارى ؟
گفت : بخشش خداوند را ، گفتند : طبيبى برايت بياوريم ؟ گفت : طبيب مرا بيمار كرده ، گفتند : از او بپرس چرا بيمارت كرده ؟ گفت : پرسيدهام ، و جواب داد كه هر كارى بخواهم مىكنم ( و كسى حق اعتراضى ندارد ) .
يكى از بزرگان بيمار شد ، به او گفتند : ( 4 ) خود را معالجه كن ؟
هامش
( 1 ) قال النّبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
لو يعلم المؤمن حاله في السقم ما احبّ ان يفارق السقم ابدا .
( 2 ) قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
يودّ اهل العافية يوم القيامة انّ لحومهم قرضت بالمقاريض لما يرون من ثواب اهل البلاء .
( 3 ) قال موسى عليه السّلام : يا ربّ لا مرض يضيننى و لا صحّة تنسينى و لكن بين ذلك امرض تارة فاذكرك و اصحّ تارة فاشكرك .
( 4 ) مرض رجل فقيل له الا تتداوى ؟ فقال انّ عادا و ثمود و اصحاب الرّس و قرونا بين ذلك كثيرا كانت لهم اطباء و ادواء فلا الناعت بقى و لا المنعوت له و لو كانت الادواء تمنع الداء لما مات طبيب و لا ملك .