شاعر گفته است : ( 1 ) اگر عمرت به شصت سال رسيد ، براى درمان دردت ، طبيبى جز مرگ نيست و اگر كسى شصت سال عمر كرد ، نزديك است ، كه به خوابگاه ابدى وارد شود .
و اگر قرنى كه در آن زندگى مىكنى گذشت ، و داخل قرن ديگرى شدى ، در آن قرن خود را غريب بدان ( و هر آن منتظر مرگ باش ) .
در تفسير آيهء : * ( إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا ) * ( 2 ) : شمار مىكنيم ، برايشان شماره كردنى .
وارد شده : يعنى نفسهايى كه زده و اگر در غير طاعت خدا بوده ، برايش حساب مىكنيم .
برخى از بزرگان گفتهاند : عمر كوتاه و سفر درازست ، پس به اصلاح خود همّت گمار و براى سفرت توشه برگير و از اندوختههاى خويش سودى ببر ، و آنها را از دنيا براى آخرت بفرست ، پيش از آنكه به نگرانى آن گرفتار شوى و بازخواست گردى ، و ديگران از مال تو در ناز و نعمت به سر برند ، پس چقدر كوتاه است ، ماندن تو در دنيا و بزرگ ( و طولانى ) است ماندن تو در آخرت .
پيرى يا پيك مرگ
در آيهء شريفهء : * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ) * : انسان را در خلقتى استوار آفريديم .
گفته شده : مراد جوانى است .
هامش
( 1 )اذا كانت الستّون عمرك لم يكن
لدائك الَّا ان تموت طبيب
و ان امرء قد عاش ستّين حجة
الى منهل ورده لقريب
اذا ذهب القرن الَّذى انت فيهم
و خلَّفت في قرن فانت غريب( 2 ) مريم / 88