بدن باقى مىماند پس كفّاره ( گناهان ) گذشته و آينده مىگردد و هر كس يك شب بيمارى بكشد و شرايطش را قبول كند ( و ناسپاسى ننمايد ) و در هنگام صبحش خدا را شكر گذارد ، خداوند به فضل خود ثواب عبادت شصت سال به او عطا مىفرمايد و بيمارى مؤمن را از گناهان پاك مىگرداند و نسبت به او رحمت الهى تلقّى مىشود و براى كافران عذاب و نفرين است .
و بيمارى مؤمن بر طرف نمىشود ، تا آنكه گناهى برايش باقى نماند و يك شب تب كردن ، هر گناهى را بر طرف مىكند مگر گناه كبيره را .
و نيز فرمود ( 1 ) صلَّى الله عليه و آله و سلم : بيمار در حال بيماريش چهار چيز را به دست مىآورد : از گناهانش قلم برداشته مىشود و خداوند به فرشتگان دستور مىدهد كه ثواب آنچه در حال سلامتى انجام مىداده ، برايش بنويسند و گناهانش چون برگ درخت فرو مىريزد و عيادتكنندهء وى آنچه از خدا بخواهد ، به او عطا مىشود و خداوند به فرشتهء دست چپش امر مىكند كه : تا بندهام در بيمارى است گناهى برايش ننويسيد ( 2 ) و به فرشتهء دست راست مىفرمايد : ناله و زارى او را ، حسنات بنويسيد و چنان كه دم كورهء آهنگران ( 3 ) زنگار آهن را پاك مىگرداند ، بيمارى هم مؤمن را از گناه پاك مىكند و هر
هامش
( 1 ) قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم :
للمريض في مرضه اربع خصال : يرفع عنه القلم و يأمر اللَّه الملك يكتب له ثواب ما كان يعمله في صحّته و تساقطت ذنوبه كما يتساقط ورق الشجر و من عاد مريضا لم يسئل اللَّه تعالى شيئا الَّا اعطاه و يوحى اللَّه تعالى الى ملك الشّمال لا تكتب على عبدى ما دام في وثاقى شيئا و الى ملك اليمين ان اجعل انينه حسنات و انّ المرض ينقى الجسد من الذنوب كما ينقى الكبير خبث الحديد و اذا مرض الصغير كان مرضه كفّارة لوالديه .
( 2 ) علَّامه شعرانى : المراد منه المريض لا العائد : مراد بيمار است نه عيادتكننده .
( 3 ) علَّامه شعرانى :
منفخة الحدادين :
كورهء آهنگرى را « الكير » گويند .