گفت : قوم عاد و ثمود و اصحاب رسّ ( قوم شعيب ) و مردمانى كه بين اينها بودند ، طبيبهاى حاذق و دارو داشتند ، ولى اكنون آثارى از آن طبيبها ( 1 ) و آن مردمان باقى نيست و اگر داروها مانع درد بودند ، هيچ گاه اطباء و پادشاهان نمىمردند .
هامش
( 1 ) علَّامه شعرانى : الناعت هنا الطبيب فانّه يصف الادويه ناعت يعنى : طبيب چون داروها را وصف مىكند و ظاهرا بزرگان مراجعهء به طبيب را واجب نمىدانند ، زيرا در معالجه علم به نجات از مرگ حاصل نمىشود و يا بسيار كم است .