كه در شورهزارها رويد ؛ چهارپايان آن را نخورند ؛ ريشهاش را كوبند و در شستن جامه بهكار برند .
اطناب : درازگويى ، مفصّلنويسى
اقران : همانندان
اقنوم : واژهاى سريانى يا يونانى است ؛ به معنى اصل هرچيز ؛ و در متن عبارت از ظهورات و تجليات سهگانهء بارىتعالى .
اكابر : بزرگان
الصاق : چسباندن ، متّصلكردن
امد : هميشگى
اهاويل : جمع هول به معنى بيم و ترس
اهل سداد : اهل راستى و درستى و استقامت
ايما : اشاره
بليّه : رنج ، بلا ، پيشامد بد
بهايم : جمع بهيمه بهمعناى چهارپا ، جاندار بىتمييز
بيت المعمور : مسجدى در آسمان چهارم مقابل كعبه از جنس زمرّد يا ياقوت
بىمحابا : بىپروا
بىملام : بىسرزنش
تأسّى : پيروى
تبجيل : گرامى داشتن
تحريص : ترغيبكردن ، به شوق آوردن ، حريصكردن
تخويف : ترساندن
تسبيح : « سبحان اللّه » گفتن
تشنيع : سرزنشكردن
تكبير : « اللّه اكبر » گفتن
تمانع : اصطلاحى كلامى است . در علم كلام براى اثبات وحدانيت خداى تعالى از دليلى استفاده مىشود كه برهان تمانع نام دارد . اجمال آن اينكه اگر چند خدا در جهان هستى باشد ، ارادهء هريك مانع از تحقّق ارادهء ديگرى و باعث آشفتگى و فساد جهان مىشود . از ديد متكلّمان اين دليل ريشهء قرآنى دارد و آن همان آيهء 220 سورهء انبيا است كه مىفرمايد :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
.
تهليل : « لا إله الّا اللّه » گفتن