بحث چهارم در واجب
/ 62 A /
بودن مسح است به باقى ترى آب وضو
اختلاف كردهاند مسلمانان در اين مسأله :
[ الف . ] طايفهاى برآناند كه واجب است مسح به بقيّهء ترى آب وضو ، بىآنكه آب تازه بردارد از براى مسح سر و پا .
[ ب . ] و طايفهاى برآناند كه جايز است مسح بر سر به آب تازه .
و ممكن است به مذهب اينان كه حاصل شود اجماع بر يقين برائت ذمّه به اينچنين كه متوضّى بعد از شستن دست چپ مسح سر كند و بعد از آن مسح پا كند به بقيّهء آب وضو نيز و بعد از آن آب تازه برداشته مسح سر كند ؛ و اينجا تكرار مسح نيست . چراكه ثانى باطل است ؛ و بعد از آن پاى خود بشويد كه هيچ اثر در وضو ندارد . پس حاصل مىشود او را يقين برائت ذمّه ؛ « 1 » به دليل « 2 » اجماع به بيرون آمدن از عهده ؛ به خلاف آنكه اگر مسح كند سر را به آب تازه و بسكه پيش از آن به آب وضو مسح نكرده باشد كه صحيح نيست وضوى او به مذهب بعضى و صحيح است به مذهب بعضى ؛ و تابعيت مجمع عليه به اين طريقهء مذكوره اولى است از مختلف فيه بىخلاف .
هامش
( 1 ) . س : + و .
( 2 ) . س : - به دليل .