بيان ملازمه آنكه فايدهء تكليف ، رسيدن به ثواب است مؤمن را « 1 » كه مطيع امر و نهى حقّ تعالى باشد ، و دفع عقاب از او ؛ و وقوع عقاب بر عاصى كه سر از طاعت حقّ باززده ، گردنكشى نمايد .
و اين فايده تمام مىبود ، اگر بدانيم كه خداى تعالى فعل قبيح نمىكند . چرا كه اگر جايز باشد از او فعل قبيح ، ممكن است كه خلف وعده نموده ، ثواب به مستحقّ ثواب نرساند و منع كند مطيع را از حقّ او و ثواب دهد عاصى را كه زياده از آن نباشد ؛ و اگر تجويز اين توان نمود ، حاصل نمىشود مؤمن مطيع را جزم ، بلكه گمان اين نمىبرد كه به طاعت منتفع بوده باشد ، و نه عاصى گمان ضرر به معصيت خود خواهد داشت .
پس مطيع دست از طاعت خواهد داشت و عاصى پاى در ميدان معصيت خواهد نهاد ؛ و هيچ شكّ نيست در فساد اين . پس قبح بر خداى تعالى محال باشد « 2 » .
و منها : يلزم تجويز وصف اللّه تعالى بالظلم و الجور و العدوان ؛ و اللازم باطل ، تعالى اللّه عن ذلك ، فالملزوم مثله .
بيان الملازمة : أنّه لو جاز صدور القبيح عنه « 3 » أمكن
/ 37 A /
أن يمنع « 4 » المستحقّ عن حقّه و أن يقع منه الظلم و
هامش
( 1 ) . س : - را .
( 2 ) . س : - باشد .
( 3 ) . س : لو جاز عنه صدور القبيح .
( 4 ) . س : يمتنع .