على حسنه ، و إلى المندوب ، و هو ما يستحقّ فاعله المدح و لا يذمّ على تركه ؛ و إلى الواجب ، و هو ما يستحقّ فاعله المدح و يستحقّ تاركه الذمّ .
مسألهء ششم در بيان افعال حقّ تعالى
و در اين چند بحث است :
بحث
/ 32 B /
اوّل در حسن و قبح افعال
بدانكه آنچه واقع شود از مكلّف ، متّصف شود به امر زايد بر حدوث آن ، آن فعل به آن صفت ، از اين دو بيرون نيست : حسن است يا قبيح . قبيح آن است كه عقل از او نفرت نموده ، فاعل آن مستحقّ مذمّت است نزد عقلا ؛ و حسن آن است كه عقل از آن نفرت ندارد ؛ و اين منقسم است به چهار :
زيرا كه خالى از آن نيست كه آن را وصف زايد بر حسن هست يا نه . اگر نيست ، مباح كه بر فعل و ترك آن هيچ مدح و ذمّ نيست ؛ و اگر هست ، يا آن است كه مستحقّ مدح است به فعل و مستحقّ ذمّ است به ترك ، اين قسم واجب ؛ يا آنكه مستحقّ مدح است به فعل و مستحقّ ذمّ نيست به