در كلام خدا ، امر و نهى و خبر و استخبار و غيرآن از انواع كلام ، ماهيّات و چگونگى مختلفه هست . پس ممتنع است حكم به امر واحد . زيرا كه ممتنع است حكم به وحدت امور « 1 » مختلفه .
الثالث : أنّه يلزم الكذب فى قوله تعالى :
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ
و
نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ .
لأنّه إخبار عن الماضى و لم يقع الإرسال و غيره فى الأزل ؛ و الكذب على اللّه تعالى محال . « 2 »
سيّم : در ابطال قول اشاعره آنكه اگر قرآن كريم امر واحد بوده ، قديم باشد ، لازم دارد دروغ در قول خداى تعالى كه خبر داده از نوح پيغمبر كه : « ما او را فرستاديم به دعوت قوم او » به جهت آنكه خبر از ماضى است ، و فرستادن نوح و غيراو در ازل واقع نشده ؛ و ديگر فرموده كه : « ما فرستادهايم قرآن را » و اين جمله خبرى است محدث . پس امر واحد نباشد ؛ و قديم نيز نباشد كه اگر قديم باشد ، كذب لازم مىآيد و كذب بر خداى تعالى محال .
الرابع : يلزم منه نسبة « 3 » السفه و الحمق إليه تعالى اللّه عن ذلك ؛ لأنّ خطاب المعدوم سفه و جهل ؛ و لهذا لو جلس
هامش
( 1 ) . س : - امور .
( 2 ) . س : - لأنّه إخبار . . . محال .
( 3 ) . س : - نسبة .