قلناه ؛ لأنّهم اعتقدوا
/ 22 B /
أنّ اللّه تعالى جسم ؛ فلهذا أثبتوا رؤيته ؛ و لو قالوا بأنّه مجرّد لا فى جهة ، امتنع عندهم رؤيته .
مسألهء سيّم بحث در آنكه محال است ديدن خداى تعالى در دنيا و عقبى
اختلاف كردهاند مسلمانان در اين مسأله به دو قول :
[ الف . ] مذهب بيشتر از مسلمانان آن است كه « 1 » ممتنع است ديدن حقّ - سبحانه و تعالى - و اين مذهب اوايل است از پيغمبران پيشين و جماعت فلاسفه از حكماى يونان .
[ ب . ] و اشاعره مذهب ، برآنند كه صحيح است ديدن خداى تعالى ؛ و فخر الدين رازى - كه امام مذهب ايشان است - گفته كه اصحاب ما - اشاعره - مخالفت كردهاند با جميع عقلا در اين قول .
امّا معتزله و فلاسفه ، قول ايشان ظاهر است در امتناع رؤيت ؛ به واسطهء آنكه ايشان منكر رؤيتاند ، انكار ظاهر .
و امّا باقى از مسلمانان كه مشبّهه و مجسّمه باشند ، اثبات رؤيت كردهاند . از اين جهت كه خداى را جسم مىدانند كه اگر او را مجرّد مىدانستند ، نه در جهت ، ممتنع مىبود پيش ايشان نيز رؤيت حقّ تعالى .
هامش
( 1 ) . س : - آن است كه .