فقدان توانايى كامل در سير دنياى روحانى ، با گامى سست و لرزان و قلمى نارسا و پرنقصان كوشيدم تا بهر وسيله ممكن طالبان احوال عرفانى و روحانى را از روزنهاى بسيار ضعيف بدرون جهان وسيع بهشت معانى ره نمايم . آرى اين عالم حال است نه قال و جهان علم و ادب است نه عالم ترهات و نادانيها و منظور آن است كه در راه شناخت عرفان و اصطلاحات آن كمكى و لو ناچيز به علاقهمندان آن كرده باشم و اگر نقصى در اداى معنى مقصود روى داده با نظر اغماض نگريسته و آن را دليلى بر عدم تطبيق سخن عارفانه و دل تأويل نمايند . بسى بجا است جهت حسن ختام به شعر نظامى در ليلى و مجنون تمسك جسته و بگويم :
آنكس كه ز كوى آشنايى است * داند كه متاع ما كجايى است
در پايان اين مقدمه بسى بجا است كه از راهنمائيهاى استاد معظم جناب آقاى دكتر على اصغر حلبى كه در امر تصحيح و تطبيق عبارات دو زبان عربى و انگليسى راهنمائيهاى عالمانهاى نمودهاند تشكر كنم و همچنين از راهنمايى استاد باقر سپاسگزارى نمايم .
گلبابا سعيدى