تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
وى يك داورى كرده كه پذيرش آن را دشوار مىيابم . مسلما اين يك مسئله عقيدتى است ولى حاكى از يك اصل كلى است كه سنجشها غالبا نفرت‌انگيزند اين مثل ، بسيار نابجا و بد ، به كار برده شده است به‌ويژه در جهان معاصر كه به دلايل قابل دركى وى نمىخواهد اجازه دهد كه اثر هنرى وى را با آثار هنرى قرون گذشته بسنجند و ليكن مثلى است در مورد مقايسه ميان دو اثر بزرگ هنرى در ساحت هنر هنگامى كه يكى به حساب ديگرى مورد ستايش قرار مىگيرد و زمانى است كه نسبتا از عدم برترى هريك از ديگرى سخن بگوييم ، و من دليلى نمىبينم كه چرا بهترين اشعار ابن عربى ( اگر اشعار ابن فارض را كنار بگذاريم ) با اشعار زبانهاى ديگر مورد مقايسه قرار نگيرد ( هرچند آنها با شايستگى مورد ستايش قرار گرفته باشند ) . هرچند عبارت خود به تنهايى مهم مىنمايد ، ولى با محتواى ابياتى كه در زيرنويس صفحه نخستين نقل شده است حقا قابل توجه است ، اشعار عربى اصيل علاوه بر اين ، حاوى تمام خصوصياتى است كه از يك استاد ممتاز در يك زبان خاص انتظار مىرود ؛ نه آنچه نيكلسون درباره سبك و تخيل مىگويد در ارتباط با بعضى از اشعار قابل تصديق است ، ولى او نمىتواند به اين نكته پى ببرد كه برخى از عبارات بسيار غنى وجود دارند كه معناى لفظى و ظاهرى آنها روشن است ، و ليكن شيرينى و موزونى آهنگ ابيات ، ما را وامىدارد كه پيش از اينكه به تفسير بپردازيم ، از يك عمق نهانى آگاه شويم . علاوه بر اين هيچ اجبارى وجود ندارد كه بسبب تفسير ، دست بسته شويم و از خود نظرى ابراز نكنيم و در بسيارى از موارد كافى است از يك شعر عاشقانه كه مردى به زنى خطاب مىكند ، لذت ببريم . در حالى كه مىدانيم در نهايت ، موضوع عشق در همه اشعار عاشقانهء عرفانى خدا است . يا بيشتر مىتوانيم اين معنى را بطور ساده كاملا در تمام عشقها به كار بريم . متداول‌ترين موضوع اصلى و اساسى همه اشعار صوفيانه ، ستايش معشوق و احساس غم از هجرانش و سوگوارى رؤيايى و خيالى براى از دست دادن زيبايى و جمال كامل سعادت‌آميز است . شناخت و معرفت در مورد هجران و از دست دادن معشوق صرفا گذرا و موقت است و در مقايسه با خير مطلق و بىنهايت ، آنچه را كه از دست داده‌ايم كم‌بها است . در بعضى از نوشته‌هاى منثورش نويسنده با سهولت شعر را براى مقاصد صنايع