بارانهاى فراوان و دائم خود بر روى آن باريدند .
2 - و از عطر بادى كه در مقابل سرزمينشان مىگذرد ، دم زن تا هواهاى خوش و مطبوع و ارواح پاك ، جايگاهشان را به تو خبر دهند .
3 - گمان مىكنم كه آنان در جنگلبان و اضم جايى كه گياهان عرار و الشّح و كتم روئيدند ، خيمه زدند .
شرح
1 - دوستان :
ارواح متعاليه .
پيمانها : پيمانهايى كه خداوند از ارواح پيامبران گرفته است .
ابرها با بارانهاى فراوان و مداوم : دانشى كه پيوسته بر آنها نازل مىشود .
2 - نسيم دم :
اشاره به حديثى است كه مىگويد : « من بوى رحمت حق را از جانب يمن مىبويم . »
3 - من مىدانم :
نويسنده مىگويد كه : گمان و پندار در اين مورد بهمعناى علم و يقين است .
در جنگلبان و اضم يعنى مقام پاكى و طهارت مطلق در پايان سفر به درگاه حق .
گياهان عرار : آثار روحانى دلانگيزى كه از اشياء معنوى دوستداشتنى بدست مىآيند .
قصيده شصت و يكم رامشگرى بر فراز ميّاد !
1 - اى بانة الوادى كه در كنار رودخانهء بغداد قرار دارى .