مكنون را برگزيد .
11 - و در ذات الإضاء از ترس شيرى كه در كمين نشسته بود به عقب برگشت .
12 - و در ذى سلم خون دلم را به نگاه كشنده و بيمارگونهاش اهدا كرد .
13 - در منطقه قرقگاه پاسدارى كرد و در پيچ و خم شنزار سر فرود آورد و با عزم استوار و نابودكنندهء خود از اينسو به آنسو حركت مىكرد .
14 - و در عالج كارش را مرتب نمود و خود را آماده ساخت بگونهاى كه بتواند از چنگال پرندهاى بگريزد و رهايى يابد .
15 - بناى خورنق او آسمان را مىشكافد و در بلندى از نگرنده برتر است .
شرح
1 - طيبه :
يعنى : شهر مدينه را آهويى است و آن اشاره به مقام محمدى ( ص ) است يعنى :
حضور روحانى و ملكوتى كه به مقام محمد ارتباط دارد .
3 - در شب جمع :
وى مىگويد : ما در مقام قرب حق منزل كرديم ولى خداوند مرا در وجود خودم گرد آورد ( جمعنى على ) در اين مورد ضرب المثلى است كه مىگويد :
سلام نكرد مگر در هنگامى كه وداع نمود « ما سلّم حتى ودّع » يعنى آنان يكى بودند و احتياج به سلام نداشتند و به محض اينكه بهم رسيدند از هم جدا شدند . ابو نواس در اينباره مىگويد : « فقلت الوعد سيدتى فقالت كلام الليل يمحوه النهار » يعنى : پس گفتم اى بانوى من پيمان صداقت چه شد پاسخ داد : روز ، سخن شب را محو مىكند و از ياد مىبرد .
4 - به چيزى اعتماد مكن كه بذات خود قايم نيست و به كسى وابسته است كه هميشه خواستههايش برآورده نمىكند .
7 - وى به رامة تير زد :
وى به جايى تير زد كه مىخواست ، زيرا آن را مخالف با مقصود و باور خود ، مىدانست
و خواست با باد صبا عشقبازى كند :