يعنى : او ذاتا دوستداشتنى است .
8 - گلهايت خندان است :
دانشى است كه دل را مىخواند و خوشآمد مىگويد .
شاخههايت : ارزشهاى متعالى معرفت ترا بيان مىكند .
قصيده پنجاه و نهم آرزوهايى كه در منى بدان دست يافتم
1 - طيبه را آهويى است كه نگاه جادوئيش چون تيغ تيزى است كه كشيده مىشود .
2 - و در عرفات آنچه را كه مىخواست دريافتم ، و من صابر و شكيبا نبودم .
3 - و شبى را كه باهم جمع بوديم ، آنگونه كه در ضرب المثل آمده است .
4 - كه سوگند دختر جوان ، فريب و خدعه است ، به پيمانشكن و فريبكار اعتماد مكن .
5 - آرزو و خواستهاى را كه در منى بدان دست يافتم اى كاش تا آخرين ساعت حياتم ادامه مىيافت .
6 - در لعلع من شيفتهء عشق او شدم كسى كه روشنايى و درخشندگى ماه درخشان را به تو نشان مىدهد .
7 - وى رامة را مورد اصابت تير خود قرار داد و خواست با صبا عشقبازى كند و تحريم و ممنوعيت را در حاجر از بين برد .
8 - و با نگاهى سريعتر از فكرى كه از خاطر مىگذرد ، مراقب درخشندگى بارق بود .
9 - و آبهاى غضا با روشن شدن آتشى كه عشق در سينهاش مشتعل كرده بود كم مىشد .
10 - و در بيشه نقا ظاهر گشت و براى زيب و زينت خود بهترين مرواريدهاى