تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
مىدانيد ، وفادارم . 2 - به دوشيزگان زيباى جوان قبيله بگو كه وعدهء ما در قرقگاه كنار تپه‌هاى نجد و در بامداد روز شنبه است . 3 - بر روى تپهء سرخ به سوى توده‌هاى سنگ و در سمت راست جويبار و خط مرزى و راهنماى تنها . 4 - اگر گفتارش درست باشد و وى همان احساس رنج‌آور و آزاردهنده‌اى را كه من احساس مىكنم ، دارد . 5 - آنگاه بخاطر او ما نهانى در گرماى چاشتگاه در خيمه او با صادق‌ترين وعده ملاقات خواهيم نمود . 6 - پس او و ما آنچه را كه از شدت مصيبت و درد ذوق و شوق كه از عشق و دلدادگى مىبينيم و رنج مىبريم باهم گفتگو خواهيم كرد . 7 - آيا اين خواب پريشان است يا خبر مسرت‌بخشى است كه در خواب ظاهر گشته يا سخن روزگار و زمان است كه در گفتارش ، خوش‌بختى من وجود داشت . 8 - شايد آنكه آرزوها و خواسته‌هايم را در قلبم جاى داد ، آنها را روبرويم بياورد و باغهايش ، گلهاى چيده شده را به من ببخشد .

شرح

1 - نسيم صبا :

احساس معنوى ظريفى است كه عرفا آن را به‌عنوان وسيله ارتباط و تقرب به حق به كار مىبرند . آهوان نجد : ارواح متعاليه .

2 - دختران جوان قبيله :

روح به‌ويژه روحى كه تنها يا خود همسان است .

3 - تپه قرمز :