مىدانيد ، وفادارم .
2 - به دوشيزگان زيباى جوان قبيله بگو كه وعدهء ما در قرقگاه كنار تپههاى نجد و در بامداد روز شنبه است .
3 - بر روى تپهء سرخ به سوى تودههاى سنگ و در سمت راست جويبار و خط مرزى و راهنماى تنها .
4 - اگر گفتارش درست باشد و وى همان احساس رنجآور و آزاردهندهاى را كه من احساس مىكنم ، دارد .
5 - آنگاه بخاطر او ما نهانى در گرماى چاشتگاه در خيمه او با صادقترين وعده ملاقات خواهيم نمود .
6 - پس او و ما آنچه را كه از شدت مصيبت و درد ذوق و شوق كه از عشق و دلدادگى مىبينيم و رنج مىبريم باهم گفتگو خواهيم كرد .
7 - آيا اين خواب پريشان است يا خبر مسرتبخشى است كه در خواب ظاهر گشته يا سخن روزگار و زمان است كه در گفتارش ، خوشبختى من وجود داشت .
8 - شايد آنكه آرزوها و خواستههايم را در قلبم جاى داد ، آنها را روبرويم بياورد و باغهايش ، گلهاى چيده شده را به من ببخشد .
شرح
1 - نسيم صبا :
احساس معنوى ظريفى است كه عرفا آن را بهعنوان وسيله ارتباط و تقرب به حق به كار مىبرند .
آهوان نجد : ارواح متعاليه .
2 - دختران جوان قبيله :
روح بهويژه روحى كه تنها يا خود همسان است .