يكى از مقامات تجريد و تفرد است .
ميان نقا و حاجر ميان تپهسفيد و دورترين پرده كه قلوب عارفان هيچگاه بدان راه نمىيابند .
دخترى پردهنشين كه در هودج نشانده شده است : علم ذاتى و لدنّى كه در قلوب بعضى از عرفا جا دارد .
4 - سفرى در تاريكى :
يعنى : آنانى كه به ملكوت اعلى عروج مىكنند و شبانه به سفر مىپردازند چون پيامبر .
6 - خدا ماوراى كوشش و اهتمام ذهنى بشر قرار دارد :
خدا بالاتر از آنست كه ذهن و عقل بشر به آن دست يابد وى با لطف و عنايتش در قلبى ظاهر مىشود كه از همهء افكار ديگر جز حق ، تهى است .
8 - درجات و مراتب منطقهء البروج را طى مىكند :
اشاره به شكوه و جلالى است كه بيننده در خود احساس مىكند و در رابطه با اين صفات ارزنده و والاى خداوندى است كه انسان به تفكر دربارهء معشوق خود ادامه مىدهد .
12 - اشكهايش :
دانشى كه از تفكر و بصيرت بدست مىآيد .
شراب : هر دانشى كه شادى ببار مىآورد و نفس انسانى را به وجد و شور مىاندازد چون دانش كامل حق .
دندانهاى پيشين : مراتب علم حق .