صور ظريف حكمت حق و اشراقات مربوط به احساسات يا لذات جسمانى كه از مقام حيا و جمال گرفته مىشود .
8 - آنان شاخهها را خم مىكنند :
ذات قيوم و خودپايا ، به موجوداتى مىگرايد كه در نمودها و پديدهها هستى مىيابند .
11 - در هيچ سرزمين ويژهاى الخ :
در هيچ مقام ثابتى قرار نمىگيرند و اشاره به تمكن در مقام تلوين است كه فلاسفه الهيون آن را بالاترين مقام مىدانند .
13 - جنگلبان و غرب :
جنگلبان اشاره به فراق و جدايى و غرب اشاره به تبعيد و دورى است .
قصيدهء چهل و هفتم كه درد عشق را مىكشد ؟
1 - اى كبوتر جنگلبان در ذات الغضى با بارى كه بر پشت من نهادى به رنج و زحمت افتادم و مكان و فضا تنگ گشت .
2 - كه مىتواند اضطراب و نگرانى عشق را تحمل كند كه مىتواند شراب تلخ سرنوشت را سر بكشد ؟
3 - با عشق اندوهبار و سوزان خود مىگويم كاش هركه بيمارى مرا موجب گشت هنگام بيمارى به عيادت من مىآمد .
4 - وى از در خانه مخفيانه گذشت درحالىكه مرا مسخره مىكرد و چهره خود را پنهان و آشكار مىكرد .
5 - نقابش مرا نيازرد ازآنرو رنج بردم كه وى از من اعراض نمود و توجهى نكرد .