7 - هركه گردن و ناز و كرشمه زيباى او را ببيند ، گمان مىكند كه او آهوى تپههاى شن است .
8 - گويى كه او خورشيد چاشتگاه است كه در برج حمل و برج اول از 12 برج سر برآورده و بالاترين درجه منطقة البروج را طى مىكند .
9 - اگر وى نقابش را كنار زند و يا صورتش را باز گشايد از قدر و ارزش اشعه بامدادى خواهد كاست .
10 - در ميان قرقگاه و رامة به او ندا دردادم كه چه كسى به يارى جوان آرزومندى مىشتابد كه در سلع است .
11 - كه به جوانى كمك خواهد نمود كه در بيابان راه خود را گم كرده ترسان مشوش و اندهگين است ؟
12 - كه به جوانى كمك خواهد كرد كه در اشكهايش غرق گشته و از شراب آن دندانها مست شده است ؟
13 - كه به جوانى كمك خواهد نمود كه آهش سوزان است و زيبايى آن ابروان ، شيدايش كرده است ؟
14 - دستهاى عشق با دل او بازى كرده است و او را در اين كار حرجى نيست .
شرح
1 - در جنگلبان ، المدرج بايست :
وى به رسول خداوند خطاب مىكند كه جوياى اشراقات حق است تا بهوسيله آنها خداى را بشناسد و ببيند .
صفت قيوميت و لطف و عنايت بتدريج نه يكباره و دفعى ، در وجودم ظاهر مىشود مبادا كه نابود شوم و هلاك گردم .
2 - آنان را ندا كن :
يعنى اسماء حق را .