تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
7 - هركه گردن و ناز و كرشمه زيباى او را ببيند ، گمان مىكند كه او آهوى تپه‌هاى شن است . 8 - گويى كه او خورشيد چاشتگاه است كه در برج حمل و برج اول از 12 برج سر برآورده و بالاترين درجه منطقة البروج را طى مىكند . 9 - اگر وى نقابش را كنار زند و يا صورتش را باز گشايد از قدر و ارزش اشعه بامدادى خواهد كاست . 10 - در ميان قرقگاه و رامة به او ندا دردادم كه چه كسى به يارى جوان آرزومندى مىشتابد كه در سلع است . 11 - كه به جوانى كمك خواهد نمود كه در بيابان راه خود را گم كرده ترسان مشوش و اندهگين است ؟ 12 - كه به جوانى كمك خواهد كرد كه در اشكهايش غرق گشته و از شراب آن دندانها مست شده است ؟ 13 - كه به جوانى كمك خواهد نمود كه آهش سوزان است و زيبايى آن ابروان ، شيدايش كرده است ؟ 14 - دستهاى عشق با دل او بازى كرده است و او را در اين كار حرجى نيست .

شرح

1 - در جنگل‌بان ، المدرج بايست :

وى به رسول خداوند خطاب مىكند كه جوياى اشراقات حق است تا به‌وسيله آنها خداى را بشناسد و ببيند . صفت قيوميت و لطف و عنايت بتدريج نه يكباره و دفعى ، در وجودم ظاهر مىشود مبادا كه نابود شوم و هلاك گردم .

2 - آنان را ندا كن :

يعنى اسماء حق را .

3 - رامة :