خبر مىجويد و سؤال مىكند .
شرح
1 - اى دوستانم :
درك و ايمان بشر .
قرقگاه : راز پنهان حق .
نجد : دانش برين .
نشانى دور : علم استقرايى .
2 - چاه :
سرچشمهء حيات جاودانى .
در خيمههاى شنزار : حضور رحمت حق .
سايه مىگيرد : از دانشى كه عقل را متحير مىسازد و از همهء محدوديتها معاف است ، نور مىطلبد .
3 - وادى منا :
منازل ملأ اعلى و اسامى الهى كه در راستاى تجلى حق گرد مىآيند .
4 - يا تنها بگو :
اگر آنان از درودها و تحياتم خوشحال نمىشوند آنگاه نبايد از من يارى بطلبند .
6 - مىپرسد :
آيا دردى كه بدان گرفتار آمده است آشنا گشته يعنى مانعى كه او را از رسيدن به مراد خويش باز مىدارد در حالى كه عشق همه هستى او را مخمور ساخته است .