تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
وجود حق كه مواهب معنوى اعطاء مىكند .

3 - من از هر خرابه و ويرانه‌اى گذشتم :

من از سختيها و خواريهاى جسم رنج بردم . شتر ماده و داراى كوهان بزرگ : قانون مذهب . شتر جمازهء پير : ذهن رشد كرده و كارآزموده .

4 - آذرخش :

فروغ درخشان دورترين پردهء شكوه و عظمت الهى . الغضا : هستى نمودى و مادى . ورود در شب تاريك جهان مادى .

قصيده سى و هفتم درودهاى عشق

1 - اى دوستانم به قرقگاه نزديك شويد و نجد و نشانى دور كه راه را نشان دهد ، جستجو كنيد . 2 - و به آبى كه در كنار خيمه‌هاى شنزار است فرود آييد تا در سايه درختان ضال و سلم سايه بگيريد . 3 - و هنگامى كه به وادى منا فرود آمديد در جايى گام مىنهيد كه دل من در آنجا است . 4 - از سوى من به همهء آنانى كه در آنجا فرود آمدند درود بفرست « درود عاشقى دلداده يا تنها بگو امنيت و سلامتى از آن تو بادا . » 5 - آنچه را كه پاسخ مىدهند بشنو و از حال دل كسى كه بيمار دل است خبر ده . 6 - از سختيهاى عشق شكايت مىكند در حالى كه خود چيزى را نهان نمىكند