تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مىدهد پاسخ مىدهم . 2 - او بدون اينكه اشك بريزد بر محبوبه‌اش مىگريد ولى اشكهاى اندوه و غم از پلكهاى من فرود مىآيد . 3 - به او مىگويم ، در حالى كه پلكهايم با اشك بسيار خود كه فرومىريزد از درونم خبر مىدهد . 4 - آيا تو از معشوقه‌ام خبر دارى و آيا در سايه‌هاى شاخه‌ها در نيمروز آسودند و به سخن پرداختند .

شرح

1 - هر كبوتر نوحه‌گر و اندوهگين :

حقايق روحانى ظريف كه در صور عالم برزخ ظاهر مىشوند .

2 - از پلكهايم :

از طريق هستى جسمانيم .

3 - آيا آنان به استراحت نپرداختند ؟

آنان خود را در سايه‌هاى اندام طبيعى نشان دادند تا من بتوانم آنها را در آنجا بجويم .

قصيده سى و چهارم شيران كجا و چشمان سياه كجا

1 - در كثيب در بلنديهاى كوههاى زرود شيران مغرور با نگاههاى زنان باريك‌اندام و افسونگر . 2 - شيران كجا و چشمان سياه كجا ؟ به خاك افتادند آنان كه زاده خونريزى و كشتار بسيارند . 3 - نگاههاى زنان آنان را كشت و چقدر دل‌انگيز است نگاهها از دختران شاهان
ترجمان الاشواق ( فارسى ) — صفحة 183 | ابن عربي / رينولد آلين نيكلسون / سعيدى