تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مىتواند شد [ و آنچه موجب تركيب است ] ماهيت است نه حقيقت وجود ، چنان كه در لمعات سابقه ذكر يافت ، و بطلان لازم ظاهر و هويدا گرديد ، و امتناع تركيب از جنس و فصل مستلزم امتناع تركيب از ماده و صورت است ، زيرا كه در لمعات سابقه گذشت جنس و ماده و فصل و صورت بحسب ذات اتحاد و بحسب اعتبار به شرط لا و لا به شرط تغاير دارند ، از اينجاست كه گفته‌اند : هر مركب خارجى مركب عقلى است ، و ليكن هرمركب عقلى لازم نيست كه مركب خارجى باشد . بلكه امتناع تركب از جنس و فصل مستلزم امتناع تحقق اجزاى مقدارية نيز هست در ذات واجب الوجود - جل اسمه - زيرا كه مقدار مركب است از جنس كه عبارت از كم است ، و از فصل كه عبارت از متصل قار است ، و امتناع از ماده و صورت نيز مستلزم امتناع تحقق اجزاى مقداريه است ، زيرا كه مقدار بىماده و صورت ، صورت نمىبندد . به جهت اينكه معروض مقدار جسم است ، و هر جسم مركب از ماده و صورت است چنان كه مقتضاى براهين عقليه و دلائل قطعيه است ، بلكه امتناع تحقق ماهيت در واجب الوجود نيز مستلزم امتناع تحقق اجزاى مقداريه است ، زيرا كه مقدار ماهيتى از ماهيات است ، و وجود مقدار در انزل مراتب وجودات ناقصه ، و تحصلات محدوده واقع است . ملخص كلام در اين مقام آنست كه : هرگاه اجزاى مقداريه در واجب الوجود متحقق باشد - خالى از اين نيست يا حقيقت واجب الوجود نفس مقدار است ، يا معروض مقدار ، در صورت اول - علاوه بر اينكه مقدار عرض است و هرعرض محتاج است در وجود بموضوع و آن ، مستلزم امكان است ، تركب از جنس و فصل نيز لازم مىآيد چنان كه مذكور شد . و در صورت دوم لازم مىآيد تركب از ماده و صورت ، زيرا كه معروض مقدار جسم است ، و هرجسم مركب است از ماده و صورت چنان كه مقتضاى براهين قاطعه است ، و يا از جنس و فصل كه جوهر قابل ابعاد است بنا بر مذهب ديگر ، بلكه بعد از اثبات عينيت وجود در واجب الوجود ثابت مىشود كه هيچ نوعى از انواع جواهر و اعراض ، بلكه هيچ نوعى از انواع نمىتواند شد ، بسيط بوده باشند آن انواع با مركب ، جوهر بوده باشند يا عرض ، مجرده بوده باشند يا مادى ، حال بوده باشند يا محل ؟

تنبيه "

مخفى نماناد كه بنا بر برهان مشهور در اثبات عينيت وجود ، نفى تركيب از ماهيت