آنها ثابت است در نزد ملاحظهء آن ماهيات در حد نفس خود با قطعنظر از وجود علت و عدم علت ، و چون اين ملاحظه مرتبهيى از مراتب نفس الأمر است ، ثبوت امكان از براى ماهيات نيز در نفس الأمر و واقع است ، و اين بيانات و تحقيقات و اين لمعات و تدقيقات در اثبات اين دعوى از مواهب الهيه ، و از خواص اين رساله است ، و در كتب الهى و كلام به نظر قاصر اين فقير نرسيده است ، و ليكن از كلمات حكما و محققين از متكلمين مستفاد مىشود كه اصل مطلب در نزد ايشان از جملهء مسلماتست ، تدبر و تتبع كن على الخصوص كتب رئيس محققين و صدر الهيين را بسط كلام در اين لمعه با اينكه ما امكن اختصار مطلوب است از براى اين است كه اين اصل عمده اصلى است در اثبات اصل مسأله كه اثبات بساطت حقه و احديت صرفه است و در مسائل بسيارى از مطالب ربوبيه و مقاصد الهيه ، چنان كه در مباحث آينده ظاهر و منكشف خواهد گرديد « و اللّه الموفق و هو المعين » .
تنبيه
از اين تحقيق ظاهر مىشود بطلان ايراد محقق لاهيجى بر برهان مشهور در نفى مطلق تركيب از واجب الوجود بالذات ، محصل برهان آنست كه تركيب مستلزم احتياج و احتياج منافى وجوب وجود است . و ملخص ايراد آن است كه اين معنى در اجزاى خارجيه مسلم و تمام است ، و ليكن در اجزاى عقليه ناتمام است ، زيرا كه احتياج مركبات عقليه باجزاى عقليه تحليليه ، احتياج در تجوهر و قوام است ، نه احتياج در وجود .
زيرا كه آن اجزا با مركب در وجود خارجى متحدند ، و امتياز و اثنينيت بحسب خارج ندارند ، و مسلم و ثابت آنست كه احتياج در وجود منافى وجوب وجود است نه احتياج در تجوهر و قوام .
جواب اين ايراد از تحقيقات سابقه ظاهر است و محتاج باعاده و تكرار نيست .
برهان " و تبيان "
از برهان اول در اثبات عينيت وجود در واجب الوجود ، ثابت و محقق گرديد كه تمام حقيقت واجب الوجود ، وجود صرف است ، و ماهيتى از ماهيات نه تمام حقيقت اوست و نه جزء حقيقت او ، پس حقيقت واجب الوجود مركب از ماهيت و وجود نمىتواند شد .