مردم كوفه از تو اطاعت خواهند كرد و من همراه و پشتيبان تو هستم .
شب هنگام حميد نزد حسن رفت . حسن هم حكيم حارثى را براى جنگيدن با عيسى بن محمد به سوى نيل فرستاد . ميان آنها جنگى رخ داد و حكيم شكست خورد و گريخت و عيسى نيل را نيز تصرف كرد . پس از آن ابراهيم ، سعيد و ابو البط را به جنگ عباس بن موسى ( برادر امام رضا ( ع ) ) به كوفه فرستاد . عباس هم مردم كوفه را دعوت كرد و برخى از وى اطاعت كردند .
شيعيان گفتند : اگر ما را تنها به طرفدارى برادرت دعوت مىكنى ، با تو بيعت مىكنيم و همراهت هستيم ولى اگر براى مامون دعوت مىكنى ، ما نيازى به او نداريم . وى گفت : من در ابتدا براى مامون و پس از وى براى برادرم دعوت مىكنم . شيعيان از وى رو برگردانيدند ، چو سعيد و ابو البط نزد عباس رسيدند و در روستاى شاهى اردو زدند ، عباس پسر عمويش على بن محمد بن جعفر را به سوى آنها فرستاد . على بن محمد بن جعفر ، فرزند كسى است كه در مكه با او بيعت كرده بودند . عباس همراه وى گروهى را فرستاد كه برادر ابو سرايا نيز در ميان آنها بود . يك ساعت نبرد كردند ، على بن محمد علوى و مردم كوفه شكست خورده ، گريختند . در ماه جمادى الاول ، سعيد و يارانش در حيره اردو زدند .
سپس آنان پيشروى كرده ، با مردم كوفه جنگيدند و عباس به سوى شيعيان بنى عباس و طرفدارانش رفت ، تا شب جنگيد و شعارشان اين بود - اى ابا ابراهيم ! اى منصور ! از مأمون اطاعت نكنيد - آنها لباس سياه پوشيده بودند و اهل كوفه ، لباس سبز بر تن داشتند .
چون صبح فرا رسيد ، با يكديگر جنگيدند و هر دستهاى از آنها هرگاه به چيزى دست مىيافتند ، آن را مىسوزاندند و غارت مىكردند .
هنگامى كه بزرگان كوفه چنين ديدند ، نزد سعيد رفتند و براى عباس و يارانش امان گرفتند . سعيد به عباس و يارانش امان داد ، به شرط اين كه از كوفه خارج شوند ، آنها پذيرفتند ، سپس به عباس خبر دادند كه براى تو امان گرفتيم . او قبول كرد و از خانهاش بيرون رفت . پيروان عباس بن موسى بر بقيهء ياران سعيد شوريدند و سپاه سعيد به سوى خندق گريختند ، پيروان عباس ، خانههاى عيسى بن موسى را غارت كرده ، به آتش
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 465
مساهمون: سعيد راد رحيمى
ص٤٦٥