غسان بن ابى الفرج ابا ابراهيم بن غسان را به حكومت آن سامان منصوب كرد .
اين مطالب را ابن اثير دربارهء حوادث سالهاى 199 و 200 ( ه . ق ) نقل كرده است ولى ابن جرير طبرى در تاريخش ( ج 1 ، ص 227 ) و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين ( ص 176 ) اين واقعه را به گونهاى ديگر بيان مىكنند كه با آنچه ما ذكر كرديم ، اختلاف اندكى دارد .
حادثهء ابراهيم بن مهدى و حميد بن عبد الحميد
حميد بن عبد الحميد به عنوان كارگزار حسن بن سهل در كاخ ابن هبيره بود ، و از فرماندهان ، همراه وى سعيد بن ساجور ، ابوالبط ، غسان بن ابى الفرج و محمد بن ابراهيم افريقى و جز آنها بودند ، آنان به ابراهيم بن مهدى عباسى نامه نوشتند كه قصر ابن هبيره را تسليم وى كنند ، اينها از حميد كنارهگيرى كرده بودند و به حسن بن سهل نامه نوشتند و او را از مكاتبه حميد با ابراهيم باخبر كردند . حميد نيز دربارهء مكاتبهء آنها با ابراهيم براى حسن مىنوشت ، حسن به حميد نامه نوشت و او را به سوى خود فرا خواند ولى حميد اجابت نكرد زيرا مىترسيد به سوى حسن برود و اين فرماندهان اموال و سپاه او را تصاحب كرده ، به ابراهيم تسليم كنند .
چون حسن با نوشتن نامه به حميد اصرار كرد كه نزد وى برود ، ناگزير حميد در ماه ربيع الآخر نزد او رفت . فرماندهان به ابراهيم نوشتند كه عيسى بن محمد بن ابى خالد را به سوى آنها روانه كند . او هم عيسى را فرستاد و آنها لشكر حميد را غارت كردند . از جمله اموالى كه از وى ربودند ، يك ميليون درهم بود . فرزند حميد هم كنيزان پدرش را همراه خود به نزد پدرش در لشكر حسن برد .
در تاريخ دهم ربيع الاخر سال 202 ( ه . ق ) عيسى وارد قصر شد و آن را تصرف كرد .
حميد به حسن گفت : آيا تو را از خيانت آنها آگاه نكرده بودم ؟ تو فريب خوردى ! پس از آن حميد به كوفه بازگشت و اموالش را گرفت و عباس بن موسى بن جعفر علوى را امير كوفه كرد و به او دستور داد تا براى زمامدارى برادرش على بن موسى الرضا ( ع ) پس از مامون دعوت كند و يكصد هزار درهم نيز به او داد و به وى گفت : از برادرت دفاع كن ،