تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
امروزى روياروى هم قرار داده و يا در هم ادغام كرده است . براى مثال ، تقابل معنايى ميان واژه‌هاى -
dev
ى سنسكريتى به معناى « الهى ، ملكوتى ؛ خدا » ( يا -
daiva
« نيروى الهى ، سرنوشت » ) و -
dae ? va
ى اوستايى به معناى « ديو ( پس از اصطلاحات زرتشت ) » امروزه در بازماندگان دور اين زبانها منعكس است : از سويى
de ? i
به معناى « خدا » در اشكونى ،
de ?
به معناى « خدا ؛ سوگند » در ويگلى ( هندى : بار معنايى مثبت ) ؛ و از سوى ديگر
w
؟
de
به معناى « ديو ، غول » در كابلى و پشه‌اى لوروانى « 1 » ، ؟ ؟ ؟ ؟
w
؟
le
در پشتو و
u
؟
de
ى در پشه‌اى و در كچورى سالا به معناى « گرگ » ( ايرانى : بار معنايى تحقيرآميز ) . نمونهء جالب توجه ديگر در نامهايى يافت مىشود كه براى خورشيد به كار مىرفته و شاهدى براى معتقدات كهن است :
zd
؟
ormo
سنگليچى ،
muz
؟
e
؟ اشكاشمى همان اهورامزدا ، خداى ايرانى است ؛
mira / o
ى يدغه - مونجى مانند « مهر » فارسى ، ؟ ؟ ؟
mes
اورمورى كانيگرامى يا
r
؟
mi
ونچى يادآور ايزد ميتراست ؛
ri
؟
su
تراهى ، ؟
ri
؟
su
گورباتى ، مانند ؟
ri
؟
su
كلشهء رمبورى و جز آن به شكل -
riya
؟
su
وابسته به نام ايزد خورشيد بازمىگردد ؛
sur
پشه‌اى احتمالا مشتق از ؟
ri
؟
su
، نام ديگرى براى كنتى ، يكى از همسران ايزد خورشيد است ؛
so ?
ى اشكونى ،
so ? , so ? i
ى ويگلى ،
su ?
ى كتى و غيره مبتنى بر صورتى از
saur ? i
( همسر خورشيد ) است . اينها اهميت ديرين‌شناسى زبانى « 2 » منطقه‌اى را نشان مىدهد كه هنوز به اندازهء كافى شناسايى نشده است .
هامش
( 1 ) .Laurowani( 2 ) .Paleontology
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 72 | گروهى از پژوهشگران / سعيد ارباب شيرانى / هوشنگ اعلم